تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
- 8 - يزيد بن عبد الملك 101 - 105 در ماه رجب از سال يك صد و يك ( 101 ) كه عمر بن عبد العزيز وفات يافته بموجب عهدنامهء سليمان بن عبد الملك كه ولايتعهد را بعد از برادرزاده اش ، عمر ، به برادر خود يزيد بن عبد الملك ، كه مادرش عاتكه دختر يزيد بن معاويه بوده ، عطاء كرده يزيد به سلطنت و حكومت رسيده است . يزيد شخصى عيّاش و خوشگذران و پيوسته سرگرم به لهو و لعب بوده و در اين راه افراط و اسراف مىداشته است يزيد كنيزكى را به نام « حبابه » « 1 » سخت علاقه مند بوده و به شدت به او عشق مىورزيده و معاشرت و خوشگذرانى با او را بر همهء امور دين و دنيا و تمام شئون خلافت و سلطنت ترجيح مىداده و مقدّم مىشمرده است . مردم و نزديكان و خويشان ، و از همه بيشتر برادرش مسلمة بن عبد الملك ، او را بر اين وضع سرزنش و نكوهش مىكرده و پند و اندرزش مىداده‌اند ليكن وصايا و نصائح آنان در وى اثر نمىكرده و به آنها وقع و ارجى نمىنهاده و چنان آن كنيزك را شيفته و فريفته بوده كه حتى پس از اين كه آن كنيزك ، به كيفيّتى كه نوشته‌اند ، در روز خوشى و سرگرمى
هامش
« 1 » طبرى هم گفته است نام وى عاليه بوده كه به حبابه شهرت يافته است . و همو آورده است كه روزى حبابه و سلامه ( محبوبه و معشوقه ديگر يزيد ) نزد يزيد بوده‌اند كه او از مستى و خوشى سخت به طرب آمده و سخنانى بر زبان رانده از جمله گفته است « دعوني اطير » پس حبابه بوى گفته است « إلى من تدع امر الامة ؟ »