پدر خويش نسبت داده و ادعائى باطل و نادرست كرده است » .
يزيد بن زياد بن ربيعه معروف به ابن مفرغ حميرى ، كه از شعراء زمان معاويه است و با عبّاد پسر زياد كه از جانب معاويه عامل سيستان شده به سيستان رفته و اشعارى در هجو عبّاد سروده ، بارها به تصريح و يا تلويح موضوع سميّه را به شعر درآورده كه از آن جمله است .
الا ابلغ معاوية بن حرب
مغلغلة من الرّجل اليماني
أتغضب ان يقال : ابوك عفّ
و ترضى ان يقال : ابوك زان
فاشهد انّ رحمك من زياد
كرحم الفيل من ولد الأتان « 1 »
هامش
« 1 » طبرى در تاريخ خود ( جزء چهارم صفحه 235 ) چنين افاده كرده است : « ابن مفرغ براى گفتن اين گونه اشعار مورد تعقيب عبيد اللَّه زياد و عباد مىبوده و در صدد كشتن وى مىبودهاند ليكن معاويه ، به واسطهء حمايت يمنىها از ابن مفرغ و شفاعت از وى ، كشتن وى را اجازه نداده است زمانى عبيد اللَّه زياد بر او دست يافته چون از كشتن او ممنوع بوده دستور داده است دارويى مسهل بوى خورانيده و بر خرى سوارش كرده و در بازارهاى بصره مىگرداندهاند و او بى اختيار جامه را آلوده مىساخته است .
مردى پارسى زبان او را در اين حال ديده گفته است : « اين چيست ؟ » ابن مفرغ اين را شنيده پس گفته است : آب است و نبيذ است و عصارهء زبيب است و سميه روسبى است » شعر معروفعدس ما لعباد عليك امارة
نجوت ، و هذا تحملين طليقاز گفته هاى همين ابن مفرغ است كه در راه شام هنگامى كه معاويه به شفاعت يمنيهاى شام او را از عباد خواسته و عباد ناگزير وى را به شام گسيل داشته ، خطاب به استر خود سروده است . ياقوت حموى وجه تسميه ربيعه پدر زياد و جد يزيد معروف به ابن مفرغ را چنين گفته است چون ربيعه بر خوردن ظرفى بزرگ از شير گروبندى كرده و آن را خورده تا فراغ يافته و تمام شده او را مفرغ خواندهاند .
يزيد بن زياد بن ربيعه بعنوان جدش به « ابن مفرغ » شهرت يافته است .