اين مرد ، عمر ، ترا عامل خويش خواسته و بر بلاد شام امير و فرمانروا ساخته كوشا باش تا به دلخواه او كار كنى ، خواه خودت آن را بخواهى و خوشت بيايد يا نخواهى و خوشت نيايد .
« از نزد مادر به نزد پدر رفت . ابو سفيان بوى گفت :
« فرزندم ! اين گروه از مهاجران بر ما پيش افتادند و ما عقب افتاديم . آنان چون سبقت گزيدند رفعت و عزّت يافتند و ما به واسطهء اين كه كوتاه آمديم و عقب كشيديم پيرو شديم و ايشان پيشوا و حكمروا . بهر جهت كارى بزرگ از كارهاى خود را به تو دادهاند پس كارى بر خلاف راى و خواست ايشان مكن زيرا تو به سويى مىروى كه به آن نمىرسى و اگر بدان برسى نفسى به راحتى خواهى كشيد .
معاويه گفت : تعجب كردم كه اين دو ، با اختلافى كه عباراتشان را بود چه گونه بر يك مقصود و يك معنى وحدت نظر و توافق داشتند » .
ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 111
مساهمون: محمود الشهابي الخراساني
ص١١١