براى مسيح ( ع ) پذيرفتند . عقيدهء فاسدى كه عقل و فطرت از پذيرش آن ابا دارد و با موازين عدل و حكمت الهى در پاداش و مسئوليت سازگار نيست . سرگشتگان وادى ضلالت تنها با تربيت قربانيان خود از سنين كودكى و از طريق تكرار و تلقين و به دور از هرگونه بحث و استدلالى توانستهاند چنين افكار باطلى را ميان ايشان ترويج كند و آنان را رام و قانع سازند . تنها سخن ايشان به قربانيانشان اين است : « كورانه اعتقاد بورز . » !
4 . زاهدان و پارسايان مسيحى نيز با پيروى از هندوها در تحقير لذات مادى و عادت دادن پيروان بر حرمان و اعراض از دنيا و عذاب جسم گمراه گشتند و از سر كمخردى در اين عقيده باطل افراط كرده تحت تأثير نظريه فلسفى غلط تحقير لذات مادى و پست و حيوانى شمردن آن گفتند كه معاد ، روحانى و مجرد از جسم است . ايشان از اين حقيقت غفلت كردند كه لذات مادى فى نفسه بد نيست ، بلكه تنها زمانى نقص و زشت به شمار مىآيد كه انسان عقل و استعدادهاى خود را اسير آن سازد و در آن زيادهروى كند به طورى كه از لذات عقلى و معنوى ناشى از علم سودمند و عمل صالح غافل شود ، اما اگر انسان در بهرهگيرى از لذات مادى طريق اعتدال بپيمايد و ميان نيازهاى روحى و جسمى خود سازگارى و توازن ايجاد كند ، چنين حالتى نشانه شرافت و وجه تمايز نوع انسان خواهد بود به دليل همين ويژگى است كه انسان جهانى شگفتانگيز به شمار مىرود كه در آن روحانيت فرشتگان و ماديت حيوان و نبات گرد آمده است و خداوند او را در دنيا مظهرى از مظاهر قدرت و آفرينش خود قرار داده است ، پس چگونه در ملكوت آخرت جاى اين مظهر عجيب الهى خالى تواند بود در حالى كه آخرت خود سراى امور عجيب و شگفتآور است كه نه چشمى آنها را ديده و نه گوشى شنيده و نه خيال آن بر ذهن بشرى خطور كرده است ؟
« . . . وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ »
« 1 » .
5 . يهوديان افراطگرا در جهت عكس به انحراف افتادند و در حب به ماديان چندان زيادهروى كردند كه جمعآورى و دستيابى به آن را از هر راهى بر خود مباح ساختند و در مكيدن خون مردم به وسيله ربا و خوردن مال مردم به شيوههاى باطل افراط كردند ، و گمان بردند اگر شيره جان هر شخصى غير خودى و بيگانهاى را بمكند گناهى بر ايشان
هامش
( 1 ) . « . . . و هرآينه سراى واپسين ، زندگانى است اگر مىدانستيد . » ( عنكبوت : 64 )