تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 963

مساهمون:

ص٩٦٣
لُغُوبٌ »
« 1 » در سرزنش ايشان به خاطر عبادت بت بعل مىفرمايد :
« أَ تَدْعُونَ بَعْلًا وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخالِقِينَ . اللَّهَ رَبَّكُمْ وَ رَبَّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ »
« 2 » و در سرزنش ايشان به خاطر افتراى ديگرى كه به خداوند نسبت دادند مىفرمايد :
« وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ . . . »
« 3 » و در نفى تصور يهود و نصارا مبنى بر پسر داشتن خداوند مىفرمايد :
« وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ . اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلَّا هُوَ سُبْحانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ . يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ »
. « 4 »

ب ) مثال‌هايى از عقيدهء رستاخيز و پاداش

1 . قرآن عقيدهء رستاخيز پس از مرگ را به نحوى روشن بيان داشته است . از نظر قرآن اين رستاخيز شامل روح و جسم است ؛ عادلانه است و در آن نه بر كسى ستم مىرود و نه براى كسى تبعيض وجود دارد ؛ مبتنى بر قسط است ، و در آن نه شفاعت به معناى فاسد آن وجود دارد و نه عوضى پذيرفته مىشود ؛ عام است و در آن هيچ نژاد و گروه و شخصى جز به تقوا برتر نخواهد بود . به آيات زير توجه كنيم :
هامش
( 1 ) . « و هرآينه آسمان‌ها و زمين و آنچه را ميان آنهاست در شش روز آفريديم ، و هيچ رنج و ماندگى به ما نرسيد . » ( ق : 38 ) ( 2 ) . « آيا بت هبل را مىخوانيد و نيكوترين آفرينندگان را وامىگذاريد ؟ همان خداى را كه پروردگار شما و پروردگار پدران نخستين شماست ؟ » ( صافات : 125 و 126 ) ( 3 ) . « و جهودان گفتند دست خدا بسته است . دست‌هاشان بسته باد به سزاى آنچه گفتند لعنت بر آنان باد ! بلكه دو دست او گشوده است ، آن‌گونه كه بخواهد مىبخشد . . . » ( مائده : 64 ) ( 4 ) . « جهودان گفتند عزيز پسر خداست و ترسايان گفتند مسيح پسر خداست . اين گفتار آنهاست به دهانشان . و گفتارشان سخن كسانى را ماند كه پيش از اين كافر شدند . خدايشان بكشد چگونه و به كجا گردانيده مىشوند ! احبار و رهبان خويش و مسيح پسر مريم را به جاى خداى يكتا به خدايى گرفتند ، و حال آنكه جز اين فرمان نداشتند كه خداى يگانه را بپرستند كه جز او خدايى نيست . پاك و منزه است از آنچه با وى انباز مىآرند . مىخواهند نور خدا را با دهانشان خاموش كنند ؛ و خدا جز اين نمىخواهد كه روشنايى خود را تمام و آشكار سازد ، اگرچه كافران خوش ندارند . » ( توبه : 30 - 32 )