2 . پس از موسى ( ع ) يهود گمراه گشته بتپرست شدند ؛ و در دورهاى از تاريخ ، عقيده نصارا را مبنى بر اين كه خداوند پسرى دارد ، تأثير پذيرفتند ، و خداى متعال را به انسان تشبيه كردند و در توصيف او گفتند كه از خلقت آسمان و زمين خسته شد و روز شنبه را استراحت كرد ! « 1 » بدون اندك تعمقى گفتند كه خداوند به شكل انسان ظاهر شد و با اسرائيل كشتى گرفت و چون نتوانست بر او غلبه يابد ، او را آفرين گفت و رهايش ساخت ! و . . . خطاها و فضيحتهاى فراوان ديگرى از اين قبيل .
3 . نصارا پس از عيسى گمراه شدند و عقيدهء تثليث را پذيرفتند و كليساهاى ايشان در دورهء قسطنطين همچون معابد بتپرستى قديم شد ؛ و تشريع و تعيين حلال و حرام را كه تنها حق خداوند است به احبار و رهبان واگذار كردند ، تا آنجا كه بتپرستان عرب اعمال ايشان را تأييدى بر بتپرستى خود گرفتند و بدان مباهات كردند و در بتپرستى ، خود را برتر از مسيحيان يافتند .
« وَ لَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلًا إِذا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ . وَ قالُوا أَ آلِهَتُنا خَيْرٌ أَمْ هُوَ . . . »
« 2 » و همين واقعيت را بر اثبات شرك خويش دليل آوردند و گفتند دعوت به توحيدى كه اسلام عرضه مىكند در هيچ دين ديگرى نيافتيم :
« وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هذا لَشَيْءٌ يُرادُ . ما سَمِعْنا بِهذا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ . . . »
« 3 »
حال ، بنگر كه چه تفاوت عظيمى ميان حقيقتى كه قرآن در اين باب عرضه كرده است و باطلى كه ايشان مطرح ساختهاند وجود دارد . مضافا بر اينكه كتاب خدا بدين حد اكتفا نكرده و با براهين روشن و دلايل قاطع به رد عقايد باطلگرايان پرداخته است . به اين آيات توجه كنيد :
« قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا
هامش
آنهايى كه مىخوانند خود به سوى پروردگارشان وسيلهاى مىجويند ، تا كدام يك از ايشان نزديكتر باشد ؛ و به بخشايش او اميدوارند و از عذاب او مىترسند ، زيرا كه عذاب پروردگارت ترسناك و حذر كردنى است . » ( اسراء : 56 و 57 )
( 1 ) . براى نمونه - تورات « سفر پيدايش » باب 2 ، آيه 2 .
( 2 ) . « و چون پسر مريم مثل آورده شد ، ناگاه قوم تو بانگ برداشتند و گفتند خدايان ما بهترند يا او . . . » ( زخرف : 57 و 58 )
( 3 ) . « و مهترانشان به راه افتادند كه برويد و بر خدايان خويش شكيبا باشيد . هرآينه اين چيزى است خواسته شده . ما اين را - دينى را كه محمد ( ص ) آورده - در آيين پسين نشنيدهايم . » ( ص : 6 و 7 )