مبحث هفدهم دربارهء اعجاز قرآن و مسائل مربوط به آن
واژه « اعجاز قرآن » تركيبى اضافى است و معناى آن بنا بر اصل لغت عبارت است از ناتوان ساختن قرآن خلق را از آوردن چيزى كه ايشان را در آن به هماوردى طلبيده است .
بنابراين ، اضافه در اين تركيب اضافه مصدر به فاعل خود است ، و مفعول و امور متعلق به فعل به دليل آگاهى از آن حذف شدهاند . صورت كامل اين تركيب اضافى با مفعول و عبارت در تقدير چنين است « عاجز گردانيدن قرآن مردمان را از آوردن آنچه آنان را بدان خوانده است . » اما خود اين عاجز گرداندن مقصود نيست ، بلكه هدف امر لازم آن است .
و آن آشكار ساختن حقانيت كتاب است ، و اينكه رسولى كه آن را آورده فرستادهاى راستگوست . در مورد همه معجزات پيامبران نيز وضع به همينگونه است . در آنجا نيز هدف از ناتوان ساختن مردم ، خود ناتوان ساختن نيست ، بلكه امر لازم آن مراد است و آن دلالت اين ناتوانى بر اينكه پيامبران در ابلاغ از جانب خداوند صادق هستند ، تا مردم با درك ناتوانى خود در برابر معجزات به اين درك و ايمان برسند كه اين معجزات از جانب خداوند توانا و بنا بر حكمتى متعالى صادر شده است . اين حكمت متعالى همان ارشاد مردم به تصديق آورندهء معجزه است تا با پيروى از او در دنيا و آخرت سعادتمند شوند .
ما در مبحث سوم از اين كتاب به تفصيل در مورد چيستى معجزه و تفاوت آن با جادو