به امر برتر و عالى است ؛ مانند آيهء
« . . . فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما . .
. » « 1 » كه صريحا از آزار و اذيتى اندك و به طريق اولى از آزار بيشتر و شديدتر نهى كرده است .
راه دوم دقيقتر از راه اول است ، بدين ترتيب كه براى اداى مقصود اولى از آيه - كه نفى شبيه از خداوند است - اگرچه بيان جملاتى نظير ليس كاللّه شىء يا ليس مثله شىء كفايت مىكرد ، اما اين مقدار از معنا همهء آن چيزى نيست كه آيه قصد بيان آن را دارد ؛ بلكه آيه همان گونه كه مىخواهد حكم نفى را بيان مىكند ، در عين حال ، در صدد آن است كه توجه خواننده را به برهان عقلى و اثبات اين حكم جلب كند . چنانكه مىدانيم ، اگر بخواهيم نقص و نقطه ضعفى را از شخصى نفى كنيم ، مىگويم : « فلانى نه دروغ مىگويد نه بخل مىورزد » اين جمله صرفا مدعايى بدون دليل و برهان است اما هرگاه به اين جمله كلمهاى بيفزاييم و بگوييم : « كسى مانند فلانى نه دروغ مىگويد نه بخل مىورزد . » منظور ما اين نيست كه شخص ديگرى كه مانند فلانى است مبرا از معايبى مانند دروغ و بخل است . بلكه با اين جمله مىخواهيم با برهانى كلى فلانى را از صفات دروغ و بخل تبرئه كنيم . آن برهان چنين است : كسى با داشتن صفات و فضايل كريمانهاى همچون او نمىتواند دروغ بگويد و بخل بورزد ، زيرا طبيعت آن فضايل با دروغ و بخل تناقض و تنافى دارد . آيهء مذكور بر اساس چنين شيوهء بليغى وضع شده است تا بفرمايد براى وجودى مانند خداوند متعال مثل و مانندى ممكن نيست . يعنى قطعا وجودى داراى آن صفات نيكو و برتر ممكن نيست مثل و مانندى داشته باشد و به هيچ رو در هستى موجود دومى از جنس او نمىگنجد ازاينرو ، در آيه دو لفظ آمده كه هر دو معناى مماثلت و همانندى داشته باشند ، اما يكى مبناى ادعا و ديگرى محور برهان آن قرار بگيرد . تشبيهى كه مدلول حرف « ك » است به دليل آنكه نفى بر آن وارد شده ، اصل توحيد مورد نظر را بيان مىدارد ، و لفظ « مثل » كه در مقام كلمهء جلاله يا ضمير آن آورده شده بر برهان آن اصل اشاره دارد .
بايد دانست برهانى كه آيهء مذكور بدان راهنمايى مىكند در بحث اثبات وحدت صانع برهان جديدى به شمار مىرود . و ما از عالمان كسى را سراغ نداريم كه از اين برهان استفاده كرده باشد ، همه دلايل ايشان در اثبات وحدانيت صانع بر ابطال تعدد صانع از طريق ابطال لوازم و آثار عملى تعدد صانع استوار
هامش
( 1 ) . « . . . پس به آنها اف - سخن بيزارى و ناخوشايند - مگو و برايشان بانگ مزن . . . » ( اسراء : 23 )