ميانهروى قدم زنيم . خداوند ما را كفايت كند كه هم او بسنده است و درود ما بر بندگان برگزيدهاش باد .
نسخ چيست
نسخ در لغت :
در زبان عربى نسخ به دو معنا استعمال شده است :
1 . از بين بردن و نابود ساختن چيزى . در آيهء
« وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ »
« 1 » و در عبارتهاى « نسخت الشمس الظل » و « نسخ الشيب الشباب » و « تناسخ القرون و الازمان » « 2 » ، نسخ به همين معنا استعمال شده است .
2 . نقل و تحول چيزى با بقاى آن در حد ذات . سجستانى از عالمان بزرگ لغت دربارهء اين معنا از نسخ مىگويد :
نسخ عبارت است از منتقل شدن عسل و زنبور از كندويى به كندويى ديگر . به همين معناست تناسخ المواريث يعنى انتقال ميراثها از گروهى به گروهى ديگر . و نيز تناسخ ارواح در نزد كسانى كه به تناسخ اعتقاد دارند . يعنى انتقال روح از بدنى به بدن ديگر . نوشتن از روى كتاب را به دليل مشابهت در انتقال نسخ ناميدهاند . و آيه
« . . . إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ »
« 3 » به همين معنا اشاره دارد . و مراد از آن انتقال اعمال به صحف و از صحف به جاى ديگر است .
دانشمندان در تعيين معنايى كه واژهء « نسخ » براى آن وضع شده است اختلاف كردهاند . برخى گفتهاند لفظ نسخ به وضع اول براى هر دو معنا وضع شده است . بنابراين نظر ، نسخ مشترك لفظى است ، تبادر يكسان هر دو معنا به هنگام استعمال لفظ نسخ ظهور در وضع مشترك آن دارد .
به دليل آنكه هرگاه لفظ « نسخ » گفته شود ، هر دو معنا به يكسان به ذهن متبادر
هامش
( 1 ) . « و پيش از تو هيچ فرستاده و پيامبرى نفرستاديم مگر آنكه چون برخواند ، شيطان در خواندن او چيزى مىافكند . پس خدا آنچه را شيطان بيفكند از ميان مىبرد ؛ و آنگاه آيات خويش را استوار مىكند » .
( حج : 52 )
( 2 ) . « زايل كرد آفتاب سايه را » ، « زايل كرد پيرى جوانى را » ، « گذشت قرون و اعصار » .
( 3 ) . « . . . همانا ما از كارهايى كه مىكرديد رونوشت برمىداشتيم » . ( جاثيه : 29 )