تنهايى براى همآوردى با سخنوران و افراد بليغ كفايت نمىكند ؛ بلكه نهايت آن اين است كه شخص مىتواند دريابد فلان شرايط اقتضاى فلان نوع سخن را دارد ؛ اما تطبيق اين آگاهى با مصاديق و توان سخن گفتن و اداى جملهاى بليغ كارى بس دشوار و منوط به امور بسيارى است . از جمله : تعمق و انديشه در انواع و اصناف كلام و احوال مخاطبان ؛ آگاهى از ميزان و مراتب اين احوال ؛ فراهم آوردن و ترتيب دادن واژهها و سياقى از كلام كه مناسب اين احوال باشد ؛ دارا بودن ذوق بلاغى و شمّ بيانى كه با ممارست در كلام و اسلوبهاى افراد بليغ حاصل شود ؛ رام كردن و عادت دادن نفس بر شيوهء گفتار بليغان و تقليد از آنان . چه بسيار كسانى كه در فنون و صناعات مربوط به زبان و سخنورى مهارت و تخصص يافتهاند ، اما از قوهء بيان كلام نيكو بىبهرهاند . و نمىتوانند حتى در پايينترين مراتب بلاغت و بيان سخن برانند ، چه برسد به اينكه در اين ميدان كرّوفرّى كنند . كلام بليغ به تناسب ميزان فراهم بودن همه يا برخى از شروط و امورى كه ياد شد ، داراى مراتب و درجات بسيارى است . دنيا تا كنون جز قرآن هيچ كلامى كه از حيث فراگيرى همهء خصوصيات بلاغى به اوج كمال و نهايت عظمت رسيده باشد به خود نديده است .
قرآن كلامى است معجز كه فارسان ميدان بلاغت در مقابل آن پيادهاند و بهرهمندان از موهبت فصاحت به مسابقه با آن بسيار كوشيدهاند و نهايتا هنگامى كه شگفتىهاى اعجاز آن را مشاهده كردهاند ، خود را در برابرى و همسرى با آن عاجز و ناتوان ديده ، دريافتهاند كه كلامشان هرچند متعالى ، طبيعت كلام مخلوق دارد ، و طبيعت ، سرشت قرآن ، الهى است .
« صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ »
« 1 »
مقاصد قرآن كريم
نظر به اينكه ترجمه عرفا بايد حاوى همهء مقاصد متن اصل باشد ، پيش از بيان حكم ترجمهء قرآن ، بايد دربارهء مقاصد قرآن سخن بگوييم . خداوند متعال در انزال قرآن سه هدف اصلى مقرر فرموده است . هدايت جن و انس ، نشانهاى بر تأييد نبوت پيامبر ( ص ) ؛ دعوت خلق به عبادت خداوند با تلاوت اين كلام مقدس و بلندپايه الهى .
هامش
( 1 ) . « رنگ خدا و كيست نيكوتر از خداى در رنگ و ما او را پرستندگانيم » . ( بقره : 138 )