سلمى كتابى به نام حقائق فى التفسير نوشته است . اگر او معتقد باشد كه آنچه نوشته تفسير قرآن است ، يقينا كافر شده است به اعتقاد من ظن و گمان نيكو بر آن دسته از اهل تصوف كه مورد اعتمادند ايجاب مىكند كه اگر چيزى از اين قبيل گفتند ، حمل بر آن شود كه به عنوان تفسير نگفتهاند و منظورشان شرح و معناى كلمات و آيات نبوده است . زيرا اگر چنين باشد ، آنان همچون باطنيه عمل كردهاند . بنابراين ، آنچه از ايشان در اين زمينه نقل مىشود صرفا نظير و شبيه آيات قرآن است . زيرا هريك از دو امر متشابه ديگرى را تداعى مىكند . با وجود اين ، اى كاش حتى چنين تساهلى را نيز مرتكب نمىشدند ، زيرا امكان ابهام و اشتباه در آن وجود دارد « 1 » .
نسفى در كتاب عقايد « 2 » خود مىگويد :
نصوص را بايد بر ظواهر خود حمل كرد . و عدول از ظواهر به معانى مدعاى اهل باطل كفر و الحاد است « 3 » .
تفتازانى در شرح خود مىگويد كه :
ملحدان از آن جهت باطنيه نام گرفتهاند كه مدعى هستند مراد از نصوص ظاهر آنها نيست ؛ بلكه آنها حاوى معانيى هستند كه تنها معلم و مرشد آن را مىداند .
منظور ايشان از اين ادعاها نفى كامل شريعت است . بعضى از محققان عقيده دارند كه هرچند نصوص را بايد بر ظواهر آن حمل كرد ، اما در لابلاى كلمات و عبارات نصوص به نحوى غير آشكار به معانى دقيقى اشاره شده است كه تنها بر اهل سير و سلوك منكشف مىشود ؛ و جمع ميان اين معانى با مفاهيمى كه از ظواهر مراد شده امكانپذير است . البته چنين كارى از كمال ايمان و عرفان خالص است « 4 » .
از اينجا فرق ميان تفسير صوفيه ، كه « تفسير اشارى » نام دارد ، با تفسير ملحدان باطنى
هامش
( 1 ) . فتاوى و مسائل ابن الصلاح ، ج 1 : 197 - 196 به تحقيق دكتر عبد المعطى امين القلعجى . دار المعرفة ، بيروت ، لبنان .
( 2 ) . مقصود ، كتاب العقائد النسفية اثر عمر بن محمد نسفى ( ت 537 ) است . بر اين كتاب شروح و حواشى متعددى نوشته شده است . از جمله آنها شرح سعد الدين تفتازانى است . كتاب مذكور به همراه شروح و حواشى مختلفى كه بر آن نوشته شده از جمله شرح تفتازانى از سوى مطبعة كردستان العالمية در مصر منتشر شده است .
( 3 ) . در كتاب العقائد النسفية يافت نشد . احتمالا نقل به مضمون است .
( 4 ) . در شرح تفتازانى بر العقائد النسفية يافت نشد . احتمالا نقل به مضمون است . مؤلف اين عبارت را عينا از كتاب الاتقان سيوطى نقل كرده است ؛ - الاتقان ، نوع 78 ، ج 2 : 520 .