تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
4 . حرميه : منسوب به حرمت . زيرا ايشان محرمات را مباح مىدانستند . 5 . بابكيه : منسوب به رهبرشان ، بابك خرمى ، كه در آذربايجان دست به قيام زد « 1 » . 6 . محمّره : كه به دليل آنكه لباس سرخ رنگ به تن مىكردند محمّره ( سرخ‌جامگان ) ناميده شدند « 2 » . اعتقاد باطنيه به طور كلى بيمارى مسريى است كه از مجوس به مسلمانان سرايت كرده است ، از جمله تأويل‌هاى فاسد ايشان در قرآن عبارت است از اينكه در تفسير آيهء « و ورث سليمان داود » مىگويند امام على ( ع ) وارث علم پيامبر ( ص ) است . مىگويند معنى « جنابت » آن است كه فردى پيش از آن كه به مرحله و شايستگى لازم برسد ، دست به افشاى اسرار بزند . و « غسل » يعنى تجديد عهد و پيمان بر عدم تكرار اين عمل . و « طهارت » يعنى بيزارى جستن از اعتقاد هر مذهبى به جز متابعات از « امام » « 3 » . و « تيمم » يعنى دريافت علم از « مأذون » « 4 » تا زمانى كه بتوان « داعى » « 5 » را ملاقات كرد . و « صيام » يعنى خوددارى از كشف سرّ . « كعبه » يعنى پيامبر ( ص ) و « باب » يعنى على ( ع ) . و « صفا » پيامبر است . « مروه » على ، آتشى كه ابراهيم ( ع ) را در آن انداختند غضب نمرود بر او بود . « عصاى موسى » حجت و برهان او بود . و از اين قبيل خرافه‌هايى كه نه عقل مىپذيرد ، نه نقل آن را تأييد مىكند . چنين تأويل‌هايى از بدترين و مرگ‌بارترين چيزهايى است كه اسلام و مسلمانان بدان گرفتار آمده‌اند . زيرا اين‌گونه تأويلات به تخريب تدريجى بناى شريعت و خارج شدن از دايرهء اسلام مىانجامند و رشته‌ها و پيوندهايى را كه هر مسلمانى را در جرگهء عقايد اسلامى نگاه مىدارد يكى پس از ديگرى از هم مىگسلد و قرآن و سنت را دستخوش هرج و مرج عجيبى مىكند كه هركس دربارهء قرآن و سنت از سر هواى نفس خود هر سخنى را بتواند بگويد و از اين دو هر برداشتى بتواند بكند ؛ تو گويى كه اين دو
هامش
( 1 ) . اين گروه ظاهرا پيرو آيين مزدك بودند ؛ - فرهنگ فرق اسلامى ، مشكور : ص 85 . ( 2 ) . محمّره را از غلاة شيعه و از حلوليه دانسته‌اند . برخى نيز ايشان را پيرو آيين مزدك و جزو خرم‌دينان مىدانند ؛ - فرهنگ فرق اسلامى ، مشكور : ص 85 . ( 3 ) . امام اسماعيليان كه خليفهء زمان از خلفاى فاطمى مصر بوده است . ( 4 ) . « مأذون » مرتبه و منصبى در مذهب اسماعيليه ( پايين‌تر از مرتبهء داعى ) كه دارندهء آن اجازه داشت با پيروان مذاهب ديگر بحث و گفت‌وگو كند . ( 5 ) . داعى مقام و مرتبه‌اى بالاتر از مأذون است . داعى بر احتجاج و دعوت و تبليغ قدرت كامل دارد و رسما مأمور تبليغ مذهب اسماعيليه است .