تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣
القرآن عن المطاعن . اين كتاب بر اساس مسائلى كه متضمن سؤال و جواب است تنظيم شده است . قصد قاضى از اين كتاب نوشتن تفسير نبوده ، بلكه در آن تمام همّ خود را بر تأييد و تقويت مذهبش مصروف داشته است . ازاين‌رو مىبينيم كه وى همهء قرآن را تفسير نمىكند ، بلكه از هر سوره آن آيه‌اى را كه مىتواند بر مقتضاى عقيده خويش تأويل كند و آن را تأييدى بر مذهب اعتزال قرار دهد ، به شيوهء زمخشرى كه قبلا گذشت ، مورد بررسى قرار داده است . اين كتاب علىرغم تعصب مذهبى نويسنده و عدم توجه شايسته و لازم وى به امر تفسير ، حاوى فوايد بسيارى است .

تفاسير باطنيه

باطنيه جماعتى هستند كه استناد به ظاهر قرآن را نمىپذيرند و مىگويند قرآن ظاهرى دارد و باطنى ؛ و مقصود اصلى از قرآن باطن است نه ظاهر آن . ايشان در اثبات نظر خود به آيهء
« . . . فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ »
« 1 » استدلال مىكنند . باطنيه داراى فرقه‌هاى متعددى هستند از جمله : 1 . قرمطيان : اين فرقه به حمدان قرمط منسوب‌اند . قرمط يكى از روستاهاى واسط بوده است . و حمدان رئيس اين طايفه بود « 2 » . 2 . اسماعيليان : اين گروه به اسماعيل ، فرزند بزرگ جعفر صادق ( ع ) منسوب‌اند . اسماعيليان معتقدند امر امامت بر او استقرار يافته است . نيز گفته شده است كه اين طايفه را به دليل انتسابشان به محمد بن اسماعيل ، اسماعيليه خوانده‌اند . 3 . سبعيه : كه به عدد هفت ( سبع ) منتسب شده‌اند ، زيرا معتقد بودند در هر هفت دور امامى وجود دارد كه بايد به او اقتدا كرد « 3 » .
هامش
( 1 ) . « . . . پس ميانشان ديوارى برآرند كه آن را درى باشد در اندرون آن رحمت است و بيرون آن از پشتش عذاب است » . ( حديد : 13 ) ( 2 ) . قرمطيان از فرقه‌هاى اسماعيلى و منسوب به حمدان قرمط هستند . آنان با فاطميان مصر رابطه داشتند . قرمطيان ايمان را مايهء نجات ، و رهايى از قيود اخلاقى مىدانستند . زيارت مقابر و خانه خدا را شرك مىشمردند به حكومت مردم بر مردم و غارت اموال مخالفان معتقد بودند ؛ - فرهنگ فرق اسلامى محمد جواد مشكور ؛ 226 ، آستان قدس رضوى . ( 3 ) . سبعيه يكى از القاب اسماعيليه است . ايشان را از آن جهت سبعيه گفته‌اند كه در باب شمار ائمه به هفت دور قايل بودند ، و امام هفتم را آخر ادوار مىدانستند ؛ - فرهنگ فرق اسلامى ، محمد جواد مشكور : 226