تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢
اولا ، ادراكى كه در اين آيه نفى شده به معناى احاطه و اشراف است . در آيهء
« حَتَّى إِذا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ »
« ادراك » به همين معناست . يعنى چون غرقاب او را احاطه كرد و فراگرفت . همچنين است معناى اين كلمه در سخن قوم موسى كه آيهء
« إِنَّا لَمُدْرَكُونَ »
آن را حكايت مىكند . يعنى ما احاطه و گرفتار شديم . بنابراين ، آنچه در آيه مورد بحث از ديدن چشم‌ها نفى شده احاطه و اشراف چشم‌ها بر خداوند توانا و بلندمرتبه است ، نه مجرد ديدن . كما اينكه به روشنى مىدانيم عدم احاطه افكار و انديشه‌ها بر خدا به معنى آن نيست كه انسان‌ها خداوند را نمىشناسند و نمىتوانند به او آگاهى يابند ، بنابراين ، احاطهء عقل نيز همچون احاطهء چشم بر خداوند منتفى است ؛ اما دركى پايين‌تر از احاطه ، مانند شناختن خداوند به وسيلهء عقل و ديدن او با چشم ، نفى نشده و بلكه امرى ثابت و قطعى است . ثانيا ، زمخشرى بر نفى ديدن خداوند دليلى عقلانى و يا شبه عقلانى ذكر نكرده است ، جز آنكه رويت امرى را كه در جهتى قرار نداشته باشد بعيد مىشمارد . مىتوان با بيان عبارتى مشابه با او معارضه كرده و گفت : لازمه چنين استبعادى آن است كه وجود موجودى كه در جهتى مستقر نباشد نيز بعيد شمرده شود ، زيرا از نظر وهم هر دو به يك اندازه بعيد مىنمايند . پس ، تنها پذيرش عقل و استدلال عقلانى است كه توهم مذكور را باطل ساخته و هر دو را مجاز مىشمارد . به همين حد بسنده مىكنيم ، زيرا دامنهء بحث و مناقشه ميان اهل سنت و پيروان مذهب اعتزال گسترده است و عرصهء نقد و ارزيابى آراء ايشان علم كلام است و خواننده در صورتى كه خواهان اطلاع بيشترى است مىتواند به كتاب‌هاى مربوط مراجعه كند . خداوند ما و شما را از لغزش و انحراف مصون بدارد و در عرصه عقيده و عمل به اعتدال و ميانه‌روى موفق گرداند . آمين .

تفسير تنزيه القرآن عن المطاعن

مؤلف اين كتاب قاضى عبد الجبار بن احمد بن خليل است . كنيهء وى ابو الحسن بغدادى است . قاضى عبد الجبار در علم كلام تبحر يافت چنان كه بر اهل زمان خويش پيشى گرفت و كتاب‌هاى ارزشمندى نوشته است و سلسله مشايخ و رياست مذهب اعتزال به دو رسيد . جملهء معتزله بر رأى او گردن مىنهادند و بر كتاب‌هايش اعتماد داشتند . وى در سال 415 ه . ق درگذشت . قاضى عبد الجبار تأليفات بسيارى دارد ، از آن جمله است تنزيه