كه گاه راست مىگويد گاه دروغ . بلكه جايى كه خداوند در آن نظر مىكند و زبان مترجم آن است دل است كه معدن و منبع توحيد است . « 1 »
سخن غزالى ناظر به نفى منزلت و ماهيت علم كلام نيست ، به ويژه آنكه او تصريح مىكند كه علم كلام عهدهدار حمايت از عقايد دينى در برابر شبههانگيزىهاى بدعتگذاراناست است . انتقاد غزالى متوجه زيادهروى و افراط در توجه به قشر و ظاهر دين و غفلت از حقيقت و جوهر آن است .
نظر استوار استاد و امام شيخ محمد عبده
استاد شيخ محمد عبده را در اين باره سخنى است . وى در حاشيه بر العقائد العضدية « 2 » حديث زير را از سنن ترمذى نقل مىكند كه پيامبر ( ص ) فرمود : « ستفترق أمتى ثلاثا و سبعين فرقة ، كلها فى النار إلا واحدة ، قيل : من هم ؟ قال : الذين هم على ما أنا عليه و أصحابى « 3 » » .
شيخ عبده در اين تذييل با طرح فرقههاى مخالف دامنهء كلام را بسيار مىگستراند ، و نهايتا سخن خود را با اين گفتار به پايان مىبرد :
نظر حقى كه عقل و شرع بدان رهنمون هستند اين است كه شخص انديشمند متدين براى اثبات صانع واجب الوجود به طرح براهين صحيح بپردازد ؛ و سپس از اين طريق نبوت را ثابت كند ؛ و سپس آنچه را پيامبران آوردهاند تصديق كرده و بپذيرد بدون آنكه در معانى پنهان الفاظ تفحص و انديشه كند مگر آن دسته از الفاظ مربوط به اعمال و تكاليف كه بايد در حد و توان در آنها بينديشد . سپس در تأسيس همهء عقايدش به كمك براهين صحيح و با هدف بررسى و اجتهاد راه تحقيق در پيش گيرد ؛ و در آنچه دلايل بدان رهنمون شدند ، پس از تفكر كافى به تعاليمى كه از جانب پروردگارش رسيده است ، نظر كند . اگر ظاهر آنها را با آنچه بر اساس دليل و برهان يافته متلايم ببيند ، خداى را بر آن سپاس گذارد ؛ و گرنه از تأويل آن اجتناب ورزيده بگويد :
« . . . آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا . .
. » « 4 » زيرا مراد و
هامش
( 1 ) . احياء علوم الدين ، ابو حامد محمد غزالى ، ربع عبادات ، كتاب العلم .
( 2 ) . العقائد العضدية ، اثر قاضى عضد الدين ايجى شيرازى شافعى است .
( 3 ) . « امت من هفتاد و سه فرقه خواهند شد كه جز يك فرقه همگى در آتشاند . سؤال شد آن يك فرقه كياناند ؟ فرمود : همانا كه بر طريق من و اصحابهم هستند » . سنن الترمذى ، كتاب الإيمان باب 18 : ح 2641 و تهذيب تاريخ دمشق ، ابن عساكر ، ج 4 : 181
( 4 ) . « . . . ما بدان گرويدهايم ، همه از سوى پروردگار ماست . . . » ( آل عمران : 7 )