نمونههايى مىگويد : « هيچ قاريى را نمىتوان يافت مگر آنكه موارد اماله كم يا زياد از او روايت شده باشد » . تا آنجا كه مىگويد : « اين ( اماله ) زبان هوازن ، بكر بن وائل ، و سعد بن بكر است » .
اما در مورد تخفيف همزه و نظاير آن ، مانند نقل و ادغام و ترقيق « ر » و تفخيم « ل » بايد گفت كه مسلما متواتر هستند . روشن است كه تخفيف همزه ، جزو حروف سبعة ( از سوى خداوند متعال ) نازل شده است و زبان اعرابى بوده كه كلمات را بدون آن نمىتوانستهاند به خوبى تلفظ كنند . چگونه اين موارد غير متواتر و يا از قبل اداء باشند در حالى كه قاريان در مواضعى مانند « مدّكر » ، « . . . اثقلت دعوا اللّه ربهما . . . » « 1 » ،
« ما لَكَ لا تَأْمَنَّا عَلى يُوسُفَ »
« 2 » بر ادغام اجماع دارند . و همينطور تخفيف همزه ، در مواضعى نظير « آلآن » ، « اللّه الذّكرين » در استفهام ، و نقل در مواضعى چون « لكنّا هو اللّه ربّى » و « يرى » و « نرى » و ترقيق « ر » در كلماتى مانند « فرعون » و « مرية » و تفخيم « ل » در كلماتى مانند اسم جلاله بعد از ضمه يا فتحه ، مورد اجماع قاريان بوده است ؛ و صحابه نيز در كتابت همزه دوم « اؤنبئكم » در سورهء آل عمران « 3 » با « و » اجماع كردند ؟
ابو عمرو دانى و ديگران مىگويند : « آنان براى تسهيل قرائت همزهء بين بين آن را چنين نوشتند » . « 4 » چگونه چيزى كه قاريان گروه گروه از يكديگر اخذ كرده و بر آن اجماع داشتهاند مىتواند غير متواتر باشد ؟ اگر مد و تخفيف و ادغام بطور مطلق غير متواتر باشد ، بس چه چيزى متواتر است ؟ آيا تلفظ « الم » ، « دابّة » و « اولئك » ، به قصر كه هيچكس بدان قرائت نكرده متواتر است ؟ يا براى تخفيف همزه در « الذّكرين » و « الله » كه همگان آن را لحن شمرده و غير مجاز دانستهاند ، و يا براى « اظهار » در « مدّكر » كه صحابه و مسلمانان در كتابت و تلاوت آن به صورت ادغام اجماع كردهاند ، مىتوان ادعاى تواتر كرد ؟ من نمىدانم چه كسى پيش از او اين چنين نظرى داده است كه بايد از وى پيروى كرد ؟ ظاهرا وى به هنگامى كه عقيدهء همگان را مبنى بر اينكه تواتر در غير مواردى از قبيل اداء
هامش
( 1 ) . ظاهرا منظور وى ادغام « ت » اثقلت در « د » دعوا للّه است
( 2 ) . يوسف : 18
( 3 ) . آيهء 49
( 4 ) . تسهيل يا تخفيف همزهء بين بين بدين معناست كه هرگاه همزه با حرفى از جنس حركت خود همراه شود بنا بر يكى از زبانهاى عرب مىتوان در قرائت آن تسهيل كرد . مثلا در كلمهء « أالذكرين » حرف بعد از همزه مفتوح الف است كه به تسهيل يعنى « آلذكرين » قرائت مىشود همچنين است اگر همزه مضموم با « واو » و يا همزه مكسور با « ياء » همراه باشد .