تصحيح سخن گذشته
اما پس از بحث و بررسى مجدد و افزايش اطلاعاتم دربارهء آنچه اهل تحقيق در اين زمينه نوشتهاند ، بر من معلوم گرديد كه ابو شامه نيز همچون ديگران به خطا رفته است ، و من در همراهى و تأييد نظر او اشتباه كردهام . رعايت حق و عدالت مرا ناگزير مىسازد كه وجوه چهارگانهاى را كه در تأييد نظر ابو شامه ذكر كردم مجددا مطرح سازم و يكايك آن را پاسخ گويم ، كه بازگشت به حق خود فضيلت است .
اولا ، نظر ابو شامه از مطالب سستى كه به سبب آن آراء گذشته مورد مناقشه قرار گرفته است خالى نيست ، چنانكه در آيندهء نزديك ضمن سخن ابن جزرى و مناقشه حادّ وى را با آراء ابو شامه ملاحظه خواهيم كرد .
ثانيا ، همان گونه كه با طرح نظر ابن سبكى روشن ساختيم و در سخن محققانه ابن جزرى كه بعدا خواهد آمد اين امر روشنتر خواهد شد ، نه تنها قرائتهاى هفتگانه ، بلكه قرائتهاى دهگانه همگى واقعا متواتر هستند و اختلاف ميان آنها نافى تواتر آنها نيست .
ثالثا ، در مورد اينكه ابو شامه در قرائات و علوم قرآن متخصص و صاحبنظر است بايد گفت پاك و منزه است آن ذاتى كه داراى عصمت است و كمال تنها از آن خداوند متعال است . مضافا براى اينكه ابن جزرى نيز ، كه به ابو شامه پاسخ گفته و ما نظر او را پذيرفتهايم ، در اين زمينه متخصص و صاحبنظر است . پيشوايى و رهبرى اين فن اكنون از آن اوست ، تا آنجا كه هرگاه لقب « محقق » به زبان مىآيد ، تنها به او منصرف مىشود .
رابعا ، اينكه محققان قرائات را به متواتر و غير متواتر تقسيم كردهاند نمىتواند مستند و دليلى بر صحت رأى ابو شامه باشد . زيرا كلام محققان دربارهء مطلق قرائات است ، اما سخن ما و ابو شامه درباره قرائتهاى هفتگانه است ، و ميان اين دو حايلى است كه به هم نياميزند .
نظريات دربارهء سه قرائت مكمل در قرائتهاى دهگانه
مطالب گذشته ما را از نظريات مختلف دربارهء تواتر و يا عدم تواتر قرائتهاى هفتگانه آگاه ساخت . دربارهء سه قرائت مكمل در قرائتهاى دهگانه نيز برخى قائل به تواتر شدهاند . اين نظر به اين سبكى نسبت داده مىشود . همچنين ، گفته شده است آنها صرفا قرائاتى صحيح هستند . اين نظر منتسب به جلال محلى است . و نيز گفتهاند اينها