در كتاب منجد المقرئين اثر ابن جزرى چنين آمده است :
علم قرائات عبارت است از كيفيت اداى كلمات قرآن ؛ و اختلاف آن با انتساب به قارى و ناقل آن است . . . و مقرى كسى را گويند كه قرائات را مىداند و آنها را به صورت نقل سينه به سينه روايت مىكند . بنابراين ، و لو فىالمثل كتاب التيسير « 1 » را حفظ كرده باشد اما قرائات اين كتاب را از كسى كه آن را به صورت نقل سينه به سينه فرا گرفته نياموخته باشد ، نبايد تعليم دهد . زيرا در قرائات امورى وجود دارد كه بدون سماع و آموزش حضورى در ذهن قوام نمىيابد . قارى مبتدى به كسى گفته مىشود كه از يك قرائت آغاز كند و نهايتا در سه قرائت مهارت يابد و قارى منتهى به كسى گويند كه اكثر قرائات و مشهورترين آنها را بتواند روايت كند « 2 » .
پيدايش علم قرائات
بارها گفتهايم كه در قرائت قرآن كريم اتكاى اصلى بر فراگيرى شفاهى از طريق ثقهاى از ثقهاى ديگر و امامى از امام ديگر است تا سلسله به پيامبر ( ص ) برسد . همچنين در اين امر ، مصاحف مبناى اصلى و عمده نبوده و نخواهند بود و صرفا در محدودهاى كه آنها بر كتاب خداوند دلالت مىكنند و آن را مشخص سازند - و نه از تمامى جهات - مرجع جامع كتاب خدا براى مسلمانان هستند . نيز پيش از اين دانستيم كه مصاحف عارى از نقطه و شكل بودند و صورت كلمات در آنها هريك از وجوه قرايى مختلف را پذيرا بود و اگر كلمهاى پذيرش تمامى وجوه قرايى را نداشت ، در يك مصحف متناسب با يكى از وجوه نوشته مىشد و در مصحف ديگر به وجهى ديگر و الى آخر . بنابراين تعجبى ندارد اگر مبناى روايت و فراگيرى شفاهى اساس قرائت و نقل قرآن باشد .
همچنين گفتيم كه عثمان هنگام ارسال مصاحف به سرزمينهاى مختلف اسلامى ، با هر مصحف قاريى اعزام مىكرد كه قرائتش بيشترين هماهنگى را با آن مصحف داشت .
اين قرائت گاه با قرائتى كه به وسيلهء قارى اعزام شده به سرزمين ديگر در آن سرزمين رواج مىيافت متفاوت بود . علاوه بر اين ، آموختههاى صحابه نيز از رسول خدا ( ص ) مختلف بود . بعضى از ايشان قرآن را تنها با يك شيوه قرائت از رسول خدا ( ص ) آموختند و بعضى ديگر با دو شيوه و بعضى نيز با چند شيوه . صحابه بعدها با همين آموختهها
هامش
( 1 ) . التيسير فى القراءات السبع ، ابو عمرو عثمان بن سعيد دانى ( م 460 ه . ق ) .
( 2 ) . منجد المقرئين ، ابن جزرى : 3 .