به طور مطلق به كار مىرفت معنايى غير از « جزء قرآن » به ذهن خطور نمىكرد ، و هنگامى كه شخصى مىگفت : « جزئى از قرآن را خواندم » . به ذهن متبادر مىشد كه يك جزء از 30 جزئى را كه قرآن بدانها تقسيم شده خوانده است . برخى نيز بر اساس اين تقسيمبندى هر جزء از قرآن را در نسخه مستقلى چاپ كردند و مجموع اين نسخهها را ، كه تمامى قرآن را تشكيل مىداد ، « ربعه » ناميدند . از اين اجزاء مستقل چاپى خردسالان مدارس و ديگران استفاده مىكنند . بعضى ديگر هر جزء را به دو « حزب » تقسيم كردند و برخى نيز هر حزب را به 4 بخش قسمت كردند و هر بخش را « ربع » ناميدند . عدهاى نيز در پايان هر 5 آيه از يك سوره كلمهء « خمس » ، و در پايان هر 10 آيه از آن كلمهء « عشر » قرار دادند . بدين ترتيب ، در پايان 5 آيهاى كه پس از 10 آيهء قبل مىآمد كلمهء خمس مىنهادند و در انتهاى پنج آيهء بعدى - كه تعداد آيات به 10 مىرسيد - كلمهء عشر مىنوشتند و به همين ترتيب تا آخر سوره . بعضى ديگر در محل پنجگانهها به جاى كلمهء خمس نخستين حرف آن ( خ ) و در محل دهگانهها ( ع ) را قرار دادند . برخى ديگر ابتداى آيات را به وسيلهء عدد آن آيه در سوره يا به وسيلهء نشانهاى غير از رقم آن مشخص كردند . و عدهاى نيز در ابتداى سورهها كلماتى را كه حاكى از نام سوره و مكى و مدنى بودن آن و چيزهاى ديگر بود نوشتند .
دانشمندان اسلام در جواز توأم با كراهت يا جواز بدون كراهت موارد مذكور به تفصيل سخن گفتهاند . اما در هر حال ، ما دام كه مقصود تسهيل و آسانسازى قرائت قرآن باشد و بروز اشتباه و افزونى و تحريف را در قرآن موجب نگردد ، اين قبيل امور ساده و قابل پذيرش است و نمودن راه راست بر خداست .
احترام مصحف
تا آنجا كه ديده و شنيدهايم هيچ كتابى به اندازهء قرآن در هالهاى از عظمت و تقدس قرار نگرفته است به طورى كه خداوند متعال آن را كتاب مكنون توصيف كرده حكم مىكند كه جز پاكان آن را لمس نكنند و براى اين حكم سوگند مىخورد و مىفرمايد :
« فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ . وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ . إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ . فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ . لا يَمَسُّهُ إِلَّا