فاقد سوره فاتحه بود . بعضا نيز دارندهء مصحف مطالبى غير از قرآن را كه بدان احتياج داشت در مصحف خود مىنوشت . پيش از اين دربارهء قنوت حنفيه ، كه بنا بر روايتى يكى از اصحاب آن را با عنوان سورهء خلع و حفد در مصحف خود ثبت كرده بود ، سخن گفتيم .
مىگويند چگونه ترتيب قرآن مىتواند توقيفى باشد ، در حالى كه - چنان كه پيش از اين گذشت - روايت ابن عباس تصريح مىكند كه عثمان از ترتيب قرار گرفتن سورهء انفال نسبت به سورهء برائت چيزى نشنيده بود و آنها را بر اساس اجتهاد خود نظم داد .
پاسخ : اين شبهه نه متوجه نظريهء اجتهادى بودن نظم قرآن است ، و نه متوجه نظريهاى است كه نظمبخشى از قرآن را اجتهادى و نظمبخشى ديگر را توقيفى مىداند . در مورد نظر اول موضوع روشن است و نيازى به توضيح ندارد . بنا بر نظر دوم نيز موضوع اينگونه توجيه مىشود كه اجتهاد عثمان ناظر به بخشى از قرآن بود كه نظم آن توقيفى نيست .
اما طرفداران نظريه توقيفى بودن نظم همهء سورههاى قرآن براى اين شبهه دو پاسخ دارند :
اول ، حديث ابن عباس حديث صحيح نيست ، زيرا ترمذى كه خود آن را روايت كرده است مىگويد اين حديث حسن غريب « 1 » است . زيرا تنها از طريق يزيد فارسى از ابن عباس نقل شده است و اين يزيد شخصى مجهولالهويه بوده و نمىتوان به حديثى كه تنها او دربارهء نظم قرآن روايت كرده است اعتماد نمود .
دوم ، بر فرض صحت حديث مىتوان چنين تصور كرد كه پاسخ عثمان به ابن عباس مربوط به زمانى بوده كه از توقيفى بودن جايگاه اين دو سوره اطلاع نداشته است .
اما اين پاسخ صحيح به نظر نمىرسد ، زيرا روايت نشان مىدهد كه پاسخ عثمان پس از جمعآورى قرآن و تنظيم سورهها بوده است . بنابراين ، چگونه مىتواند جايگاه اين دو سوره توقيفى باشد ، اما عثمان كه خود جمعآورنده و تنظيمكنندهء قرآن بود از اين توقيف بىاطلاع باشد ؟
هامش
( 1 ) . سنن الترمذى ، كتاب تفسير القرآن ، باب 10 ، ح 3086 ، در برخى از طبعها عبارت « هذا حديث حسن صحيح » و يا « هذا حديث حسن » وجود دارد .