يكى از پيشوايان جليل القدر تابعى ، و از امام مالك بن انس روايت مىكند كه آن دو اين عمل را مكروه مىدانستند . مالك آن را عيب مىشمرد و مىگفت اين مكروهى بزرگ است . اما آموزش قرآن به كودكان از سورههاى پايانى به سوى ابتداى قرآن عملى پسنديده و خارج از اين بحث است . اين شيوه قرائت نيكو و شايسته است كه در دورهاى معين از آموزش و به منظور آسانسازى حفظ قرآن براى كودكان صورت مىگيرد و خداوند داناتر است « 1 » .
رحمت خدا بر او باد .
دو شبههء ساده :
مىگويند چگونه ترتيب و نظم قرآن امرى توقيفى است ، در حالى كه مصحفهاى صحابه با يكديگر اختلاف داشت .
پاسخ : كسانى كه معتقدند نظم سورههاى قرآن كلا اجتهادى است در معرض اين شبهه قرار ندارند . آنانى كه نظمبخشى از قرآن را اجتهادى و نظمبخشى ديگر را توقيفى مىدانند به سادگى پاسخ مىدهند كه اختلاف صحابه منحصر به آن بخشى از قرآن بود كه نظمى اجتهادى دارد و نه توقيفى . اما معتقدان به توقيفى بودن نظم تمامى قرآن مىتوانند چنين پاسخ دهند كه اختلاف صحابه مربوط به زمانى مىشده است كه از توقيفى بودن نظم قرآن اطلاع نداشتند ؛ و هنگامى كه عثمان قرآن را بر اساس اين نظم جمعآورى كرد به حقيقت امر پى بردند ؛ و به همين دليل بود كه از مصاحف خود دست شستند و ترتيب موجود در مصحف عثمان را پذيرفتند . آنچه اين اختلاف را جزيى مىسازد اين است كه مصاحف ايشان مصاحفى شخصى بود و آنها را نه براى مردم بلكه براى خود نوشته بودند . بديهى است كه هريك از ايشان تنها آن دسته از سورههايى را كه بدان دست مىيافت در قرآن خود مىنوشت و بعضا سورههايى را كه صحابى ديگر با دقتى بيشتر با آگاهى گستردهتر در مصحف خود ثبت مىكرد از قلم مىانداخت . در آن مصاحف شخصى آياتى وجود داشت كه بعضا منسوخ شده بودند و چه بسا صاحب آن از اين امر اطلاعى نداشت . گاه نيز دارندهء مصحف سورهاى را به دليل شهرت آن ثبت نمىكرد ، زيرا نيازى به نوشتن آن نداشت ، مانند مصحف ابن مسعود كه بنا بر روايات
هامش
( 1 ) . التبيان فى آداب حملة القرآن ، نووى ، فى آداب القرآن : 43 .