چون دوران عثمان و على ( ع ) فرا رسيد ، شيوهء ابو بكر و عمر را در پيش گرفتند . قرآن با حمايت آنان در جايگاهى امن و مطمئن منزل گزيد و سنت همچنان ، جايگاهى بلند و بنيادى محكم يافت ، تا آنكه بنى اميه آن را به همان درخشندگى و وضوح و عدم ابهام كه در زمان خلفا داشت و از ايشان بر جاى مانده بود ، دريافت كردند .
در دوران بنى اميه سنت رسول خدا ( ص ) همچنان عزيز و ارجمند بود تا آنكه در آغاز سدهء دوم دورهء حكومت امير عادل ، عمر بن عبد العزيز ، فرا رسيد . تا قبل از او حديث از طريق حفظ در سينهها و اذهان ضبط و فهم مىشد . وى حساسيت و تأكيد جدّ خود ، عمر را ، در حفظ سنت پى گرفت ، اما تحقق اين امر را از طريق كتابت و حفظ سنت در قالب سطور و نوشتهها ممكن دانست . به اين ترتيب ، دورهء جديد و درخشانى در تاريخ حديث ، يعنى دورهء تأليف و كتابت حديث ، آغاز شد . اين دوره در انتقال حديث به صورت منظم و بر اساس دقيقترين موازين علمى و تحقيقى تا زمان حاضر نقش بسزايى داشت .
نتيجهء كوشش بزرگان گذشته
نتيجهء همهء اين تلاشها آن بود كه كتاب و سنت در حفاظى پولادين قرار گرفت و دين از نفوذ تحريف در اصول تشريع محفوظ ماند و آيندگان امت از سلف صالح خود در ضرورت حفظ دين و هشيارى در حراست از كتاب و سنت و لزوم نقد راويان و بررسى و تحقيق در روايات درسهاى بس ارزشمند آموختند . همچنين ، مساعى گذشتگان موجب شد تا راه بر پنهانسازان و كتمانكنندگان حقيقت و فريبكارى بر جاعلان بسته شود ؛ و به اين ترتيب دين اسلام آسيبناپذير گشت و سرمايههاى ارزشمند خود را حفظ كرد تا بدانجا كه اكنون در برابر جوامع و امتهاى جهان و اديان ديگر مىتواند تفاخر كند كه در طول تاريخ ، از آغاز خلقت تا روزگار حاضر ، هيچ شريعت آسمانى و مكتب بشرى بدين درجه از خلوص غنا وجود نداشته است .
جايگاه حساس و خطير
اگرچه در اين بحث جانب تفصيل و تطويل را گرفتيم ، خوانندهء محترم هرگز نبايد تصور كند كه احيانا مبالغه و زيادهروى نيز صورت گرفته است . زيرا اين بحث بسيار ارزشمند و