تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
چنين مىگويد : « چگونه او مىتواند به مردم راست بگويد ، اما بر خدا دروغ ببندد ! « 1 » » و يا آن عرب قريشى در يكى از اجتماعات به پيامبر ( ص ) مىگويد : « ما تو را به دروغ‌گويى متهم نمىكنيم ، اما آنچه را آورده‌اى تكذيب مىكنيم . » به دنبال اين سخن بود كه خداوند آيه
« . . . فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَ لكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ »
« 2 » . از جمله موارد شگفت‌آور و در عين حال افتخارآفرين براى پيامبر اسلام ( ص ) آن بود كه پيش از هجرت و قبل از آنكه دين اسلام عظمت و قدرتى بيابد ، اسلام را بر قبيله بنى عامر بن صعصعه عرضه كرد . بزرگ قبيله گفت : مرا خبر ده اگر تو را پيروى كنيم و خداوند در آينده تو را بر دشمنانت پيروز گرداند ، آيا پس از تو حكومت از آن ما خواهد بود ؟ پيامبر ( ص ) در پاسخ اين جمله حكيمانه و جاودانه را فرمود : حكومت از آن خداست و هرجا كه بخواهد قرار مىدهد . بزرگ قبيله گفت : آيا براى حمايت تو گردن‌هاى خود را به تيغ عرب ارزانى كنيم و آن‌گاه كه خداوند تو را پيروز گرداند حكومت از آن ديگران باشد ؟ ما را نيازى به رهبرى تو نيست « 3 » . در اين ماجرا همچنان‌كه صراحت و راست‌گويى و بزرگى پيامبر اسلام مشخص مىشود ، ماهيت مشعشع سياست اسلام نيز آشكار مىگردد . سياستى صريح و بىپرده ، و الا و ارجمند و به دور از كجى و انحراف كه نه پيچيدگى و چرخش مىشناسد و نه مبتنى بر دروغ و فريب و گمراهى است . آرى پيامبر ( ص ) كه در آن زمان در تنگنايى سخت قرار داشت و به كمترين كمك و همراهى دوست و دشمن نيازمند بود ، با قبيله‌اى مواجه مىشود كه توان حمايت از او و قدرت بخشيدن به وى را دارد ، اما او وعده‌اى نمىدهد كه بدان پايبند نتواند بود و خود را مجاز نمىداند كه سخنى خلاف واقع بر زبان جارى سازد و يا پيمانى ببندد و در اجراى آن به حيله و نيرنگ متوسل شود . از او مىخواهند كه در صورت اسلام آوردن پس از وى جانشين او باشند و او به صراحت پاسخ مىدهد حكومت از آن خداست و آن را هرجا كه بخواهد قرار مىدهد : اگر او مثلا در پاسخ اين درخواست مىگفت : ان شاء اللّه ، آنان همگى به دو مىگرويدند و سرباز و پيرو او مىشدند .
هامش
( 1 ) . صحيح البخارى ، ج 4 ، باب دعاء النبى إلى الاسلام ، 56 . ( 2 ) . « . . . ولى آنها تو را دروغ‌گو نمىانگارند ، بلكه آن ستمكاران آيه‌هاى خدا را انكار مىكنند . » ( انعام : 33 ) . سنن الترمذى ، كتاب تفسير القرآن ، باب 7 ( و من سورة الانعام ) : 3064 . ( 3 ) . السيرة النبوية ؛ ابن كثير ، ج 2 : 157 ، دار احياء التراث العربى .