و رسولش دروغ بستهاند ؟ آرى ، اين مدعيان به دروغ دربارهء امورى كه از آن بىاطلاعند سخن مىگوند و بدون احساس شرم چهره افراد بلندمرتبه را مخدوش ساخته آنان را متهم مىسازند . پس ، واى بر ايشان در روزى كه بدان وعده داده شدهاند .
عامل نهم : عامل ديگر الگوها و رفتارهاى نمونه كامل و جذاب و مسحوركنندهاى بود كه صحابه آنها را در رسول خدا ( ص ) مىيافتند . از اين نكته نبايد غافل بود كه ميان پيامبر و پيروانش يا ميان استاد و شاگردان و سرپرست و زيردستان و يا حاكم و مردمان الگوهاى نيكو و شاخصهاى شايستهرفتارى يكى از بهترين عوامل تعليم و تربيت و ادبآموزى است . ما مىبينيم كه دانشمندان جامعهشناس و روانشناس و بزرگان تعليم و تربيت و معماران اخلاق و جوامع همواره از الگوها و رفتارهاى نمونه و برگزيده سخن گفتهاند و بدان سفارش كردهاند و در صدد كشف شاخصهاى رفتارى و سرمشقهاى نمونه برآمدهاند ، زيرا اين امر در اصلاح فرد و جامعه و نيز ارزيابى و تصحيح اخلاقيات موجود به نحوى يكسان نقش و تأثيرى به سزا دارد .
تاريخ در تمامى مراحل كمال بشرى هيچ الگو ، سرمشق و انسان نمونه و سرآمدى را چون محمد ( ص ) با آن اخلاق نيكو ، ادب شايسته و راستگويى و امانتدارى و ژرفانديشى و باريكبينى به خود نديده است . آرى ، او حتى پيش از بعثت نيز به راستگويى و امانتدارى شهرت داشت ، به طورى كه هرگاه از برابر مردمان مىگذشت وى را با انگشت نشان مىدادند و مىگفتند : او همان مرد راستگو است و هرگاه قضاوتى مىكرد ، به داورى او راضى مىشدند و مىگفتند او مردى امين است . چنين فضائل درخشانى در او از جمله عواملى بود كه سبب مىشد از ميان اعراب جاهلى آنان كه اهل انصاف بودند به وى ايمان آورند . همان گونه كه پيروان وفادار او به وجود اين فضايل در او ايمان مىآوردند ، دشمنان سرسخت و كينهتوز وى نيز ناگزير از اعتراف بدان بودند . به عنوان مثال ابو سفيان بن حرب ، رهبر گروه مخالفان پيامبر ، در حضور قيصر روم به راستگويى محمد ( ص ) اعتراف مىكند و مىگويد : « پيش از رسالتش حتى يك دروغ از او شنيده نشده است . » اين شهادت و اعتراف كه از زبان سرسختترين دشمنان آن روز محمد ( ص ) بيان شد قيصر و حاضران را تحت تأثير قرار داد . بدان حد كه نزديك بود ايمان بياورد . و او در پى سخنان ابو سفيان ، با اشاره به بلندمرتبگى محمد ( ص ) در راستگويى
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 369
مساهمون: الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني
ص٣٦٩