روايت كرده است كه گفت : سورهء لم يكن حاوى نام هفتاد تن از قريش با ذكر نام پدران آنها بوده است . « 1 » و نيز محمد بن جهم هلالى « 2 » و ديگران از ابو عبد اللّه روايت كردهاند كه گفت : عبارت
« . . . أُمَّةٌ هِيَ أَرْبى مِنْ أُمَّةٍ . . »
. « 3 » در سورهء نحل كلام خدا نيست . عبارت مذكور صورت محرّف اين آيه است ائمه هى أزكى من أئمتكم . « 4 » برخى از ايشان گفتهاند در قرآن سورهاى به نام ولايت بوده كه به كلى حذف شده است . « 5 » همچنين بخش اعظم سورهء
هامش
امام رضا ( ع ) بوده است ( مجمع الرجال قهپايى ، 1 : 160 )
( 1 ) . متن روايت چنين است : عن احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى قال : دفع الىّ ابو الحسن و قال : لا تنظر فيه ، فتحته و قرأت فيه « لم يكن الذين كفروا » فوجدت فيها اسم سبعين رجلا من قريش بأسمائهم و أسماء آبائهم . قال : فبعث إلىّ :
ابعث إلىّ بالمصحف ( الأصول من الكافى ، 2 : 631 ) . چنان كه ملاحظه مىشود ، اين حديث تنها بر اين امر دلالت دارد كه احمد بزنطى در مصحف امام رضا ( ع ) در قسمت سورهء لم يكن الذين كفروا نام هفتاد تن از قريش و پدرانشان را مشاهده كرده است . اما حديث مذكور صراحتى بر اين امر ندارد كه اين اسامى جزو سوره بوده است . بلكه به قرينهء اخبار ديگر مبنى بر اينكه مصحف على ( ع ) شامل اسباب نزول و شرح و تفسير آيات بوده و نزد ائمه نگهدارى مىشده است . مىتوان نتيجه گرفت مصحف ابو الحسن ( ع ) همان مصحف على ( ع ) بوده و اسامى مذكور نيز به عنوان شأن نزول و يا تفسير آيات سورهء لم يكن الذين كفروا ذيل آن ثبت شده است .
( 2 ) . نام صحيح راوى چنين است : زيد بن جهيم يا جهم هلالى كوفى . وى از ياران امام صادق ( ع ) بوده است .
( مجمع الرجال قهپايى 3 : 77 )
( 3 ) . « گروهى - كفار قريش - افزونتر از گروه ديگر - مؤمنان - است . » ( نحل : 92 )
( 4 ) . التفسير ، ابو النصر عياشى ، ج 2 : 268 و الأصول من الكافى ، ابو جعفر كلينى ، ج 1 ، كتاب الحجة : 292 ، دار الاضواء ، بيروت .
( 5 ) . اين عقيده را صاحب كتاب دبستان المذاهب كه شخصى مجهولالهويه است به شيعه نسبت داده و ادعا كرده است گروهى از شيعه چنين مىگويند ( دبستان المذاهب ، ج 1 : 246 - 247 تحقيق رحيم رضازاده ملك ) محدث نورى نيز در فصل الخطاب مىگويد : هيچ اثرى از اين مطلب در كتابهاى شيعه نيافتم . تنها از كتاب المثالب كه به ابن شهرآشوب منسوب است نقل شده كه گفته است : آنان تمام سورهء ولايت را از قرآن اسقاط كردهاند . ( فصل الخطاب ، محدث نورى : 179 - 180 ) بايد دانست كه در هيچيك از كتب تراجم كتابى به نام المثالب از ابن شهرآشوب ثبت نشده است . تنها در كتاب معالم العلماء از خود شهرآشوب ، آنجا كه شرح حال خود را نوشته است ضمن بر شمردن آثارش از كتابى به نام المثالب ياد مىكند ، اما كتاب مذكور را كسى نديده و از آن ياد نكرده است . صاحب الذريعة ( شيخ آقا بزرگ تهرانى ) نيز ، على رغم تتبع و وسعت اطلاع از كتابهاى بزرگان شيعه ، هيچ اثرى از كتاب مذكور نيافته است . چنانكه ملاحظه شد ، محدث نورى نيز نقل از كتاب المثالب را به مرجعى مجهول نسبت مىدهد . بنابراين ، اساسا