اين ياوهگويان ادعا مىكنند ، كوتاهى سور ناشى از ضعف و سستى اسلوب بخش مكى قرآن بود ، براى افرادى كه در ميدان سخنورى ممتاز بودند ممكن بود سورهاى در اين حد نازل از فصاحت و بلاغت و بلكه بالاتر از آن بياورند . « پاكى تو خداوندا و اين دروغى است بزرگ . » و اگر مقصود اينان آن است كه كوتاهى و بلندى سور را علتيابى كرده بگويند سور مكى بر خلاف سور مدنى متعرض تشريع و قانونگذارى نشده است ، اين ، موضوع بحث شبههء بعد است كه بدان خواهيم پرداخت .
شبهه سوم :
مىگويند بخش مكى قرآن خالى از تشريع و احكام است ، در حالى كه بخش مدنى مملو از قوانين و احكام است ، و اين امر دليل بر آن است كه محمد به تبع تأثيرى كه از محيط زندگانى خويش مىپذيرفت قرآن را تأليف و تدوين مىكرده است . بنابراين ، آن بخش از قرآن را كه در مكه ، يعنى زمانى كه ميان جماعتى بىسواد مىزيست ، فراهم آورد ، تهى از علوم و معارف بلند و ارزشمند است ؛ و هنگامى كه در مدينه ميان اهل كتاب با فرهنگ اقامت گزيد ، بخش مدنى قرآن را كه سرشار از علوم و معارف ارجمند است پديد آورد .
در پاسخ اين شبهه بايد گفت ، اولا بخش مكى به طور مطلق خالى از قانونگذارى و وضع احكام نيست ، بلكه به احكام نيز اشاره دارد و در آن ، قوانين البته به طور مجمل يافت مىشود . توضيح بيشتر آن كه اهداف دين پنج دسته است : 1 . ايمان به خداوند ، فرشتگان ، كتابهاى آسمانى ، پيامبران ، آخرت ، و قضا و قدر الهى 2 . حفظ نفس 3 . حفظ عقل 4 . حفظ نسل 5 . حفظ مال . بخش مكى از همهء اين امور به اجمال سخن گفته است .
به عنوان نمونه در سورهء انعام كه مكى است مىخوانيم :
« قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ . . . »
« 1 » تا سه آيهء بعد آن كه دربارهء اين پنج قسم ، ده سفارش كرده است . مخفى نماند كه در بخش مكى آيات عقايد كاملا روشن و آشكار و فراوان و گستردهاند به طورى كه هيچگاه مورد ابهام و شبهه قرار نمىگيرند و هيچكس در اين ترديد نمىكند كه آيات مذكور از آيات نظير خود در سور مدنى بسيار بيشتر است .
ثانيا ، كثرت احكام و قوانين فرعى در مدينه ناشى از عواملى نيست كه اين مدعيان
هامش
( 1 ) . « بگو بياييد آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده بخوانم . . . » ( انعام : 151 )