كرد و گفت : در دامنهء آن كوه نازل شده . « 1 »
شايد توجيهى كه ما از فقدان تصريحى از رسول خدا ( ص ) دربارهء مكى و مدنى به دست داديم از آنچه قاضى ابو بكر در الإنتصار ذكر كرده است مناسبتر باشد . وى مىگويد :
از رسول خدا ( ص ) در اين باره حديثى نرسيده است ، زيرا وى به شناخت مكى و مدنى امر نكرد و خداوند نيز اين علم را از جمله واجبات قرار نداد ، هر چند كه شناخت بعضى از آيات مكى و مدنى به منظور آگاهى از تاريخ ناسخ و منسوخ بر اهل علم واجب است . بنابراين ، آگاهى از اين موضوع از طرقى غير از تصريح رسول ممكن است . « 2 »
4 . معيارهاى شناخت مكى و مدنى
از آنچه گذشت دريافتيم مبناى شناخت مكى و مدنى سماع از طريق صحابه و تابعان است . اما نشانهها و ضوابطى نيز مىتوان براى شناخت مكى و مدنى به دست داد .
ضوابط سور مكى
1 . هر سورهاى كه در آن لفظ كلّا به كار رفته باشد ، اين لفظ در قرآن 33 بار و در 15 سوره استفاده شده است كه همهء آنها در نيمهء دوم قرآن قرار دارند . ديرينى ، كه رحمت خدا بر او باد ، در اينباره چنين سروده است :
ما نزلت كلّا بيثرب فاعلمن * و لم تأت فى القرآن فى نصفه الأعلى « 3 »
عمانى « 4 » مىگويد :
دليل آن اين است كه نيمهء دوم قرآن حاوى سورههايى است كه اكثرا در مكه نازل شده و در آنها غالبا از قهر و انتقام خداوند ياد گرديده . و لفظ كلّا به صورت تهديد و سرزنش و انكار مشركان قريش تكرار شده است ، بر خلاف نيمهء نخست كه غالبا يهوديان مورد خطاب قرار گرفتهاند ، و از ضعف و خوارى ايشان ، شدت و عتاب ضرورت نبوده است . « 5 »
هامش
( 1 ) . الإتقان ، سيوطى ج 1 ، نوع 1 معرفة المكى و المدنى ، 29 .
( 2 ) . الإنتصار للقرآن ، باقلانى باب الكلام فى بيان الحكم فى اول ما نزل من القرآن و آخره : 141 .
( 3 ) . بدانكه كلا در يثرب نازل نگشت / و در نيمهء اول قرآن نيز نيامد .
الإتقان ، سيوطى ، ج 1 ، نوع 1 ( معرفة المكى و المدنى ) : 50
( 4 ) . حسن بن علىّ بن سعيد عمانى ، ابو محمد ( غاية النهاية ابن جزرى ، 1 : 223 ) از آثار اوست : المرشد و المغنى دربارهء وقف . - البرهان ، زركشى ، ج 1 : 494 به تحقيق دكتر يوسف عبد الرحمن مرعشلى .
( 5 ) . الإتقان ، ج 1 . نوع معرفة المكى و المدنى : 505