خصوصيت سبب .
شبهه دوم : مىگويند راويان به نقل اسباب نزول و ثبت آن اهتمام داشتند . اگر بر خلاف آنچه ما معتقديم ، انحصار لفظ عام بر افراد سبب خاص واجب نباشد ، تأكيد و اهتمام راويان بىفايده خواهد بود . معنى اين سخن آن است كه خصوصيت سبب معتبر است ، نه عموميت لفظ .
پاسخ : دليلى در كار نيست كه انحصار عام را در افراد سبب از فوايد نقل اسباب نزول به شمار آوريم . فوايد بسيار و مزاياى فراوان بر اسباب نزول و علم بدان متصور است ، و ما در ابتداى اين مبحث فوايد مذكور را برشمرديم . اين فوايد غير از فايدهاى است كه ايشان براى اسباب نزول تصور كردهاند .
در اينجا نيز مىتوان دليل مخالفان رأى جمهورى را در قالب قياس استثنايى چنين بيان كرد : اگر خصوصيت سبب معتبر نبود ، راويان آن را نقل نمىكردند و به ثبت و بيان آن اهتمام نمىورزيدند ؛ اما حس و عيان بر فساد تالى گواهى مىدهد ؛ پس نقيص مقدم ثابت و نتيجه مىشود كه لازمهء اهتمام راويان به اسباب نزول همانا اعتبار خصوصيت سبب است و فايدهاى جز اين خصوصيت بر نقل راويان و عنايت آنها به بيان اسباب نزول مترتب نيست .
پاسخ آن است كه ما ملازمه را مسلم نمىدانيم . چرا كه براى اسباب نزول - آنچنان كه در ابتداى اين بحث بيان شد - فوايد متعددى مىتوان برشمرد كه اميدواريم فراموش نشده باشد .
شبهه سوم : مىگويند به تأخير انداختن بيان حكم تا زمان وقوع رويدادى يا طرح سؤالى ، در قالب عام ناظر بر سبب خاص ، بر اين دلالت دارد كه خصوصيت لفظ معتبر است . زيرا از تأخير بيان شارع تا بعد از وقوع سبب چنين فهميده مىشود كه تنها اين سبب است كه در حكم شارع لحاظ شده و شارع آن لفظ عام را در مورد اين سبب نازل كرده است ، و گرنه بيان حكم ربطى به سبب پيدا نمىكرد و مىتوانست قبل و يا مدتى بعد از آن نازل شود .
پاسخ آن است كه در حكمت بيان حكم بعد از سبب همين حد كفايت مىكند كه لفظ عام ، بيان حكم افراد سبب مذكور باشد ، و لو اين كه افراد مشابهى نيز در دايرهء شمول لفظ عام قرار گيرند . لذا لازمه تأخير بيان بر سبب ، اين نيست كه بيان تنها منحصر
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 156
مساهمون: الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني
ص١٥٦