تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
پاسخ : رها ساختن عام بر عموم خويش به مطابقت آن با سبب خاص خود لطمه‌اى وارد نمىسازد . زيرا چنين مطابقتى همان گونه كه با تساوى ميان لفظ عام و سبب آن به دست مىآيد ، با اعم بودن لفظ از سبب خود نيز حاصل مىشود ؛ چون مقصود از مطابقت آن است كه لفظ در تبيين حكم سبب نارسا نباشد . لفظ اعم نه تنها اين مقصود را برمىآورده ، بلكه معناى بيشترى نيز در بردارد . از اين دليل مىتوان قياسى استثنايى به شكل زير ترتيب داد : اگر خصوصيت سبب معتبر نبود ، لفظ مطابق سبب نمىبود ؛ اما تالى فاسد است ، پس نقيض مقدم ثابت مىشود . دليل ملازمه آنكه در اينجا سخن در مورد سبب خاص و لفظ عام است و ترديدى نيست كه عام بر خاص مطابقت ندارد و دليل بطلان تالى نيز اين است كه عدم مطابقت پاسخ با پرسش مغاير حكمت و مخل بلاغت است . پاسخ اين برهان آن است كه ما ملازمه را نمىپذيريم و دليلى را كه در اثبات آن اقامه شده ، مبنى بر اينكه عام با خاص مطابقت ندارد ، باطل مىدانيم ؛ چرا كه مطابقت همان گونه كه با تساوى نسبت ميان لفظ و سبب از حيث عموم و خصوص حاصل مىشود ، با اعم بودن لفظ نسبت به سبب نيز تأمين مىگردد . زيرا آنچه از پاسخ انتظار مىرود اين است كه راجع به سبب باشد و حكم آن را بيان كند ، و اين امر مشروط به تساوى نسبت ميان پاسخ و سبب نيست ، بلكه با اعم بودن پاسخ نسبت به سبب نيز حاصل مىشود . ملاحظه : با توجه به آنچه گفته شد ، خواننده محترم مىتواند به شيوه‌اى كه در بيان ادلهء جمهور عمل كرديم قياسهاى استثنايى را به قياسهاى اقترانى تحويل كند و به سهولت بر اساس مقدمات ، برهان اقامه كند . لذا با توجه به اينكه خواننده خود قادر به اين امر خواهد بود ، از اطالهء كلام و ارائهء قياسهاى اقترانى خوددارى مىكنيم . همچنين اگر احيانا هضم بعضى از مطالب كه به صورت برهان و قياس مطرح شد به دليل فنى بودن آن بر خواننده محترم دشوار آمد ، اميدواريم بر ما ببخشايند ، زيرا همچنان كه حاجت متوسطان را نمىتوان رد كرد ، سخن علمى و فنى را نيز روشى است كه نمىتوان از آن شانه خالى كرد . من بر خود واجب مىدانم كه نياز گروه‌هاى مختلف را برآورم ، به همين دليل ناگزير از آن هستم كه سطح مطلب را به طور مدام تغيير دهم . تنها