اعراب آن زمان از تصنعات و تكلفات كلامى به دور بودند و آن را از نوع فصيحگويى متظاهرانه مىشمردند كه گويندهاش به حضيض درماندگى و عجز از فصاحت سقوط كرده است ، چه خود از سليسترين و سادهترين كلمات استفاده مىكردند .
پيامبر ( ص ) بيش از هر عرب ديگرى از تصنع و تكلف در كلام دورى مىجست ، تا آنجا كه ديگران را از آن نهى مىكرد و آن را موجب هلاك و خسران مىدانست . مسلم « 1 » و ابو داود از پيامبر ( ص ) روايت كردهاند كه فرمود : « هلك المتنطّعون » « 2 » و « تنطّع » در كلام يعنى دقت بيش از حد در سخن گفتن و تظاهر كردن به فصاحت . همچنين بخارى و مسلم روايت كردهاند كه مردى از بنى هذيل نزد پيامبر آمد و در غرامت جنين با وى به جدل پرداخته گفت : چگونه ديه موجودى را بپردازم كه نه آشاميده نه خورده ، نه ( به هنگام ولادت ) گريسته ؟ آيا چنين چيزى غرامت دارد ؟ پيامبر فرمود اين مرد از كاهنان است ، زيرا به سجع سخن مىگويد « 3 » . در روايت ديگرى آمده است كه فرمود : « أسجع كسجع الأعراب « 4 » . » و نيز در روايات ديگرى آمده است كه فرمود : « أسجع الجاهلية و كهانتها « 5 » . »
ملاحظه مىشود كه پيامبر ( ص ) سجع تصنعى را مذموم شمرده و گوينده آن را جزو كاهنان و افراد جاهليت قلمداد كرده است . پس ، شايسته نيست كه چيزى را مذموم بشمارد و خود مرتكب آن گردد . حاشا كه كلام شريفش به اين سخن سخيف و فرومايه آلوده گردد . در بررسى و مطالعه سنت نبوى به جز كلام عالى و از سر صداقت طبع چيزى به چشم نمىخورد . معاذ اللّه كه در آن تكلف و تصنع يافت شود . قرآن از اين نظر بسيار برتر و بلندمرتبهتر از حديث نبوى است :
« وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ . »
« 6 »
هامش
( 1 ) . مسلم بن حجاج بن مسلم قشيرى نيشابورى ، ابو الحسن ( 204 - 261 ه . ق ) حافظ و محدث مشهور . از آثار اوست : صحيح مسلم ، المسند الكبير ، الكنى و الألقاب . ( الأعلام زركلى ، 7 : 222 )
( 2 ) . صحيح مسلم ، كتاب العلم ، باب 4 : ح 7 ، ( 2670 ) ؛ سنن ابو داود ، كتاب السنة ، باب 5 .
( 3 ) . « يا رسول اللّه كيف أعزم دية من لا شرب و لا أكل و لا نطق و لا استهل . فمثل ذلك يطل . فقال رسول اللّه :
انما هذا من إخوان الكهان من أجل سجعه الذى سجع » . صحيح مسلم ، قسامه : 38 - 37 - 36 و سنن ابو داود ، كتاب الديات ، باب دية الجنين : ح 8 ، و سنن نسايى ، قسامه باب 40
( 4 ) . همان مأخذ .
( 5 ) . همان مأخذ .
( 6 ) . « و همانا قرآن را براى يادآورى و پند گرفتن آسان ساختيم . پس آيا يادآور شده و پندگيرندهاى هست ؟ » ( قمر : 17 )