پاسخ دوم : اين شبهه از اساس با واقعيات شناخت شده تاريخى منافات دارد . زيرا بخش اعظم قرآن به طور دفعى و بدون آن كه نزولش انتظار رود و يا راجع به آن انديشه و تأملى شود نازل شد و بخش كوچكى از آن ، بعد از اطلاع و آگاهى از موضوع و انتظار نزول آيهاى پيرامون آن نازل گرديد ؛ و على رغم اين تفاوت ، در هر دو بخش ، شيوه بيانى همان شيوه برتر و نظم همان نظم اعجازآفرين است . به عنوان مثال سبب نزول آيه
« وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ . . . »
« 1 » چنين بود كه يهود به قريش گفتند :
از محمد درباره سه موضوع روح ، اصحاب كهف و ذو القرنين سؤال كنيد . قريش نيز اين سؤالها را مطرح ساخت . پيامبر فرمود : « فردا بياييد تا شما را از پاسخ آنها آگاه كنم » و نگفت اگر خدا بخواهد . ازاينرو ، نزول وحى به تأخير افتاد ، تا آنجا كه كار بر او سخت گرديد . پس از مدتى طولانى - كه تا 40 روز نيز گفتهاند - آياتى در پاسخ به سؤالهاى مذكور نازل گرديد « 2 » . مطالعه اين آيات ثابت مىكند كه از نظر اسلوب و شيوه بيانى هيچ تفاوتى ميان آنها و آيات بسيارى كه دفعتا و بدون هيچ مقدمه قبلى نازل شد ، وجود ندارد .
آنچه در مورد قرآن گفته شد عينا در مورد حديث نبوى نيز صادق است . بخشى از حديث مولود تفكر و تدبر و شور و تبادل نظر است ، مانند گفتارهاى پيامبر ( ص ) درباره جنگ و صلح . بعضى ديگر فىالبداهه و بدون هيچگونه تأمل و تدبرى بيان شده است ، مانند بسيارى از احاديثى كه به امور و شئون دينى مربوط مىشوند ؛ و برخى نيز وحى الهى است و جبرئيل امين آن را بر پيامبر ( ص ) فرودآورده است . مانند حديث آن حجگزارى كه بوى خوش استعمال كرده بود و نزد پيامبر ( ص ) آمد و راجع به صحت عمرهء خود از آن حضرت سؤال كرد . پيامبر ( ص ) ساعتى سكوت فرمود تا وحى آمد . هنگامى كه از حالت وحى خارج شد ، فرمود : آن كه از عمره پرسيد كجاست ؟ وى را حاضر ساختند ، فرمود :
« أما الطيب الذى بك فاغسله ثلاث مرات . و أما الجبة فانزعها و اصنع فى عمرتك ما تصنع فى حجّك . » « 3 »
هامش
( 1 ) . « و هيچچيز و هيچ كارى را مگوى كه من فرداكنندهام آن را ، مگر آنكه ( گويى اگر ) خداى خواهد . » ( كهف : 23 )
( 2 ) . جامع البيان فى تفسير القرآن ، محمد بن جرير طبرى ، ج 8 ، جزء 15 تفسير سوره الكهف : 127 و 151 .
( 3 ) . « اما عطرى كه در تن توست سه بار آن را بشوى . و اما لباس عطرآگين خود را از تن خارج كن و عمرهء