كه مدعى كاذبى براى دستيابى به مجد و عظمت دروغ بگويد ، اما هرگز ممكن نيست ، و حتى حيوانات فاقد عقل و شعور نيز نمىپذيرند ، كه فردى راستگو و امين بزرگترين عظمتها و عالىترين مقامات را از خود دور بدارد . عظيمتر و بزرگتر از قرآن چيزى وجود ندارد . اگر قرآن ساخته و پرداختهء محمد بود ، چرا از اعلام آن خوددارى كرد و با نفى انتساب آن به خود از اين شرف و بزرگى چشم پوشيد . سوگند به ذات ذو الجلال خداوند ، اگر محمد دروغگو بود و تأليف و انشاى قرآن از ديگرى بود ، به دروغ به خود نسبت مىداد تا از اين راهگذر بالاترين مراتب شرف و عالىترين مقام را كسب كند ، البته اگر شرف و بلندى مقام با افترا و دروغ دستيافتنى باشد . اما شخص امين و صادق چگونه مىتواند دروغ بگويد در حالى كه مولايش او را به عقاب تهديد كرده و فرموده است :
« وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ . لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ . ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ . فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ . وَ إِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِينَ . وَ إِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنْكُمْ مُكَذِّبِينَ . وَ إِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَى الْكافِرِينَ . وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ . فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ
. » « 1 »
از جمله امورى كه انسان را سخت به شگفتى وامىدارد آن است كه در حالى امثال اين شبهههاى سست و مردود در جامعهء اسلامى ما به گوش مىرسد كه بسيارى از عالمان اروپايى در دوران معاصر پس از تحقيق دربارهء قرآن و پيامبر اسلام ، آشكارا اعلام كردهاند كه محمد ( ص ) انسانى داراى طبعى سالم ، عقلى كامل ، اخلاقى كريمانه ، راستگو ، و قانع بوده و نه طمعى در كسب مال داشته ، و نه در پى دستيابى به قدرت و مقام بوده است . به صراحت اعتراف كردهاند كه او به امورى نظير تفاخر و رقابت در خطابه و سخنورى و سرودن اشعار شيوا ، كه مورد توجه قريش بوده ، عنايتى نداشت . از عقايد شركآلود خرافهء بتپرستى قريش بيزارى مىجست . آنان را به خاطر سبقت جستن بر يكديگر در تمايلات پست حيوانى ، نظير مشروبخوارى ، قماربازى ، خوردن اموال يكديگر به باطل ، سخت نكوهش مىكرد . عالمان اروپايى با توجه به همهء اينها و نيز با توجه به روش و سيرهء قطعى محمد در دورهء نبوت وى ، يقين پيدا كردهاند كه او در ادعاى
هامش
( 1 ) . « و اگر وى برخى سخنان ما را بر مىبافت ، هرآينه او را به دست راست مىگرفتيم ؛ سپس رگ جان او را مىبريديم ؛ پس هيچيك از شما بازدارندهء از او نيست . و هرآينه اين [ قرآن ] ياد و پندى است براى پرهيزگاران . و هرآينه ما مىدانيم كه از شما تكذيبكنانى هستند . و هرآينه آن [ قرآن ] بر كافران حسرت است . و همانا آن حق اليقين است . پس ، به نام پروردگار بزرگت تسبيح گوى . » ( حاقه : 44 - 52 )