بعثت در چهل سالگى ، مشاهدهء فرشتهء وحى و تعليم قرآن از او ، و خبر دادن از اينكه وى فرستادهاى از جانب خداوند است تا قومش و همهء انسانها را هدايت كند ، صادق بوده است . بعضى از ايشان تا آنجا پيش رفتهاند كه به صراحت اعلام داشتهاند اگر نسخهاى از قرآن در بيابانى يافت شود و كسى از نام و مصدر آن ما را آگاه نسازد ، به محض مطالعهء آن درخواهيم يافت كه آن كلام خداوند است و ممكن نيست كلام غير او باشد .
سخن پايانى
سخن از اعجاز قرآن بسيار است ، و پاسخ به همهء شبهاتى كه دشمنان اسلام در اين زمينه بافتهاند گستردهتر . اخيرا به رسالهاى ناهنجار بر خوردم به نام كتاب حسن الإيجاز فى إبطال الإعجاز « 1 » . آن را مجموعهاى سرشار از اشكال متنوعى از دروغ و ياوه و سخنان پيچيده و نامفهوم يافتم . به نظر من براى كسى كه در جستجوى هدايت است آنچه را ما در اين مبحث به تفصيل بيان كرديم و مسائلى مربوط به آنكه در ساير مباحث اين كتاب آمده است كفايت مىكند . علىرغم اينكه رسالهء مذكور از 22 صفحه در قطع كوچك تجاوز نمىكند ، ذكر همهء پاسخهايى كه مىتوان به مطالب آن داد نيازمند نوشتن كتابى بزرگ و كامل است . علاوه بر اين ، در اين وضع كمبود كاغذ و گرانى چاپ ، چه نيازى به چنين پاسخ طويل و مفصلى است ؟ به ناچار دربارهء كتاب مذكور به همين حد اكتفا مىكنيم .
دوست مىداشتم گامى فراتر برداشته و در اين مجموعه به قصص و امثال و جدل قرآن نيز مىپرداختم ؛ اما ضرورتها و محدوديتها ممنوع را مباح مىسازد . و شايد خير در همين باشد .
خداوند سبحان را سپاس مىگزاريم كه در اين دوران محنت به ما توفيق داد تا كارى را كه آغاز كرده بوديم انجام رسانيم . براى همهء خطاها و لغزشها از او طلب مغفرت داريم ؛ و به سوى او بازمىگرديم ؛ و از درگاهش مسئلت داريم كه از ما قبول فرمايد و نعمت و
هامش
( 1 ) . اين رساله ، كتابى است كمحجم از يك نويسندهء مسيحى كه حدود 84 سال پيش يعنى در سال 1912 ميلادى در بولاق مصر از سوى يك چاپخانه انگليسى انتشار يافته است . مرحوم آيت اللّه خويى در رد اين رساله ، كتابى تحت عنوان نفحات الإعجاز نوشتهاند . اين كتاب در سال 1342 از سوى المطبعة العلويه در نجف اشرف طبع و انتشار يافته است .