وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ . . . »
« 1 » .
« أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ . . . »
« 2 » و يا غريزه حب بقا و برترىجويى انسان كه قرآن اين غريزه را نيز از ظلم و ستم دور ساخته و در جهت دفاع از خود و ناموس و دين و وطن ارتقا مىبخشد و بندگان را به همين غريزه به سوى حق و خير رهبرى مىكند ، چون به ايشان وعدهء حياتى دوباره مىدهد - حياتى كه در آن باقى و جاودان خواهند ماند ، و آنجا سرزمينى پهناور است و در آن برترىجويى عادلانه است :
« وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً . . . »
« 3 » .
قرآن اين چنين از راه صحيح بر مردم وارد شده آنان را با استفاده از غرايزشان رهبرى مىكند به طورى كه دستوراتش با مصالح آنان و نواهيش با مفاسد آنان پيوند مىخورد . و اين شيوه را به صورت قاعده عامى قرار داده مىفرمايد :
« مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها . . . »
« 4 » و
« إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها . . . »
« 5 » . اگر در اين زمينه خواهان تمثيل و تفصيل بيشترى باشيم ، بايد به مقايسه زيبايى كه در اين آيه ميان مؤمن و مشرك صورت گرفته توجه كنيم :
« ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلًا فِيهِ شُرَكاءُ مُتَشاكِسُونَ وَ رَجُلًا سَلَماً لِرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلًا الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ »
ملاحظه مىكنيم كه مثل شخص مشرك با معبودهاى خود مثل بردهاى است كه شريكان دربارهء او نزاع و اختلاف مىكنند و هريك ادعا مىكند او بردهء وى است . اين شركا با دستورها و اعمال مختلف او را به سمت خود مىخوانند و بين خود دست به دست مىكنند و او در اين ميان همچون متحيرى خسته و درمانده نمىداند كدام يك از خدمت او رضايت دارند و در رفع نيازش
هامش
پسين اميد دارد و خداى را بسيار ياد مىكند . . . » ( احزاب : 21 )
( 1 ) . « بگو : اگر خدا را دوست مىداريد ، پس مرا پيروى كنيد ، تا خدا شما را دوست دارد و گناهانتان را بيامرزد . . . » ( آل عمران : 31 )
( 2 ) . « ايشاناند كسانى كه خداوند آنان را راه نمود . پس راه راست ايشان را پى گير . » ( انعام : 90 )
( 3 ) . « و چون به آنجا بنگرى ، نعمتها بينى و پادشاهى بزرگ . . . » ( انسان : 20 )
( 4 ) . « هر كه كارى نيك و شايسته كند به سود خود اوست . و هر كه كارى بد و ناشايست كند به زيان خود اوست . . . » ( فصلت : 46 )
( 5 ) . « اگر نيكويى كنيد براى خودتان نيكويى كردهايد . و اگر بدى كنيد به خود كردهايد . . . » ( اسراء : 7 )
. « خداوند مثلى زد : مردى كه چند خواجه بدخو و ناسازگار در او شريك باشند و مردى كه از آن يك مرد باشد . آيا اين دو در مثل با هم برابرند ؟ سپاس و ستايش خداى راست ، بلكه بيشترشان نمىدانند . » ( زمر : 29 )