تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 981

مساهمون:

ص٩٨١
حتى از سؤال براى فهم برخى از مسائل اين فلسفه كه در نظرشان مبهم و پيچيده بود منع مىكردند ، افزون بر اين ، به تكفير كسانى كه عقايدى غير از فلسفهء رسمى داشتند و لو اين كه نظرشان مستند به حس و آزمايش بود ، برخاستند ، و تا آنجا پيش رفتند كه بعضى از آباء كليسا ، نظير « ميلانشتون » و « كيز مونيتى » ، نگاه كردن به آسمان توسط تلسكوپ را تحريم كردند . از گاليله نقل شده است كه بعضى از شاگردان مكتب ارسطويى عملا وجود اجسام مرئى را انكار مىكردند . آنان معتقد بودند فلسفه ارسطو مجموعه‌اى واحد و تجزيه‌ناپذير است . هرگاه يك سنگ از اين بنا كنده شود ، همه بناى آن فرومىريزد . علت اينكه ايشان اين همه بر اين فلسفه اصرار مىورزيد و در حفظ و دفاع از آن مىكوشيدند همين امر بود . شيخ عبد العزيز جاويش در ادامه كلام خود مىگويد : قدما دربارهء شمار زمين‌ها چيزى نگفته‌اند . تنها از ابن سينا ، از فلاسفهء قديم ايران ، نقل شده است كه وى به وجود زمين‌هاى فراوان غير از كره زمين معتقد بوده است . نظر رايج ميان حكيمان و فلاسفه همچنان عدم تعدد زمين بود ، تا اينكه گاليله ( م 1642 ) مشاهدات خود از طريق تلسكوپ را عرضه كرد . پس از او نيز دانشمندان ديگرى آمدند و از طريق حس و مشاهدهء دقيق و صحيح ثابت كردند كه همه سيارات كراتى شبيه كره ما هستند ، و چه بسا ممكن است مانند زمين ما داراى كوه‌ها و دشت‌ها و آب‌وهوا و موجودات زنده و تمدن باشند . اما در اين احتمال صرفا بر حدس و گمان اعتماد كردند ، زيرا دوربين‌ها و تلسكوپ‌ها هنوز چنين چيزى را ثابت نكرده‌اند . اما قرآن به روشنى تعدد زمين را مطرح ساخته مىفرمايد :
« اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ . . . »
« 1 » . در تفسير ابى السعود ، از مفسران قرن نهم هجرى ، آمده است كه عموم مفسران معتقدند هفت زمين وجود دارد كه بعضى از آنها بالاى بعضى ديگر قرار دارند « 2 » . و در تفسير نيشابورى آمده است كه آنها هفت زمين هستند كه ميان هريك از آنها با ديگرى پانصد سال فاصله است ، و در هر زمينى موجوداتى وجود دارد . . . آنان از زمين خود به آسمان مىنگرند و از آن نورهايى مىبينند « 3 » . از صريح‌ترين آيات
هامش
( 1 ) . « خداى همان است كه هفت آسمان و از زمين همانند آن بيافريد . . . » ( طلاق : 12 ) ( 2 ) . تفسير ابى السعود ، محمد بن محمد عمادى ، جزء 8 ، 265 . ( 3 ) . تفسير غرائب القرآن و رقائب الفرقان ، نظام الدين حسن بن محمد بن حسين قمى نيشابورى . در حاشيهء تفسير طبرى ، ج 12 ، جزء 28 ، 96 .