بدان را محكم سازيد ، سپس آن را از قرآن طلب كنيد ، در اين صورت بدون شك آن را در قرآن خواهيد يافت . اين از حكمت و انصاف به دور است كه معارف عالى و برتر را براى داورى به محكمه معارف پستتر بخوانيم و قرآن را در قفس تنگى محبوس سازيم كه گروهى مسحور و مغرور ، خود را در آن زندان كردهاند . برعكس ، بايد خود را از زنجيرهاى اين ماده ظلمانى ظلمتافكن آزاد ساخته در آسمان قرآن به پرواز درآييم ، تا به سپهر معارف نورانى و مجرد و حقايق درخشان الهى مشرف شويم ، و دائما اهتمام خود را متوجه روشن ساختن پندها و هدايتهاى بلند وحى سازيم ، و در عين حال در تفاصيل و جزئيات آنچه قرآن درباره پديدههاى هستى مطرح مىسازد رأى و نظر خاصى را جزما نپذيريم ، مگر آنكه دليل و برهانى غير قابل شك و انكار در دست داشته باشيم . در غير اين صورت ، ضرورى است كه از پذيرش جزئيات بازايستيم . و علم آن را به عالم آگاه تفويض كنيم ، و همچون فرشتگان ، آن هنگام كه خداوند بر زبان آدم حقايقى را براى ايشان آشكار ساخت كه گمان نمىكردند ، بگوييم :
« . . . سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ »
« 1 » .
سخنى حكيمانه دربارهء موضوع بحث :
حال خالى از لطف نمىدانم بخشهايى از سخن علامه مرحوم شيخ عبد العزيز جاويش « 2 » ، را در اين موضوع البته با اندكى تصرف نقل كنم مرحوم شيخ عبد العزيز مىنويسد :
الف ) وظيفه قرآن ، همچون ديگر كتابهاى آسمانى ، بحث درباره امور هستى و مسائل علمى و فنى به شيوه معمول كتابهاى تخصصى كه در اين زمينهها نوشته مىشوند نيست .
ب ) آن زمان كه قرآن كريم آمد ، عقايد فاسد و معارف غلط درباره پديدههاى هستى در جزيرة العرب بسيار بيش از خرافههاى رايج ميان بنى اسرائيل در زمانى بود كه موسى ايشان را از مصر بيرون برد ، لذا حكمت الهى ايجاب مىكرد كه براى تصحيح آن عقايد و
هامش
( 1 ) . « . . . پاكى تو راست ما را دانشى نيست مگر آنچه به ما آموختهاى كه تويى داناى با حكمت . » ( بقره : 32 )
( 2 ) . - ص 41 .