بعد از آن برگشت به زمين سولابط كه مملكت پدرش بود ، چون پدرش خبر قدوم او را شنيد ، با اشراف امرا و اعيان مملكت به استقبال او بيرون آمد ، و او را گرامى داشتند ، و توقير و تعظيم او نمودند ، و خويشان و دوستان و لشكريان و اهل بلد جميع به خدمت او آمدند ، و بر او سلام كردند ، و نزد او نشستند .
پس سخنان بسيار به ايشان گفت ، و مؤانست و مهربانى نسبت به همگى نمود ، و گفت : گوشهاى خود را با من داريد ، و دلهاى خود را از غرضهاى فاسد فارغ سازيد براى استماع سخنان حكمت ربّانى كه نوربخش جهان و جانهاست ، و قوّت يابيد به علمى كه دليل و راهنماى شماست به راه نجات ، و عقلهاى خود را از خواب غفلت بيدار سازيد ، و بفهميد سخنى را كه جداكنندهء حق و باطل و ضلالت و هدايت است ، و بدانيد كه آنچه من شما را به آن دعوت مىنمايم دين حقّى است كه حقتعالى بر انبياء و رسل فرستاده است در قرنهاى گذشته ، و خدا ما را در اين زمان به آن دين امتياز داده ، و مخصوص گردانيده است ، بهسبب رحمت و شفقت و مهربانى كه بر من و ساير اهل اين زمان دارد ، و به متابعت اين دين خلاصى از آتش جهنّم حاصل مىشود .
و به درستى كه كسى به آسمانها نمىرسد ، و مستحق دخول بهشت جاويد نمىگردد ، مگر به ايمان و عمل صالح ، پس جهد كنيد در اين دو امر تا دريابيد راحت دايمى و حيات ابدى را ، و هركه از شما ايمان آورد بايد كه ايمان او براى طمع زندگانى دنيا يا اميد پادشاهى زمين يا طلب عطا و بخششهاى دنيوى نباشد ، بلكه بايد ايمان شما براى تحصيل ملكوت سماوات و پادشاهى نشأهء باقى آخرت و امّيد خلاص از عذاب الهى و طلب نجات از ضلالت و گمراهى و رسيدن به راحت و آسايش آخرت باشد ؛ زيرا كه ملك زمين و پادشاهى آن زايل و فانى است ، و لذّتهاى آن به زودى منقطع مىشود ، و هركه فريب دنيا و لذّت آن را خورد به زودى
عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 603
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٠٣