تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
اين دو تابوت مثل قومى است كه زينت يافته است ظاهر ايشان به جامه و لباس ، و باطن ايشان مملوّ است از انواع بديها از جهل و كورى و دروغ و ظلم و ساير اقسام شرارت كه بسى رسواتر و شنيع‌تر و بدنماتر است از اين مردارها ، پس همهء وزرا و اشراف گفتند : منظور شما را يافتيم ، و خطاى خود را فهميديم و پند گرفتيم اى پادشاه . بعد از آن بلوهر گفت : اين بود مثل تو اى پسر پادشاه در آن تحيّت و اكرامى كه مرا فرمودى ، پسر پادشاه تكيه زده بود ، چون اين سخنان را شنيد راست نشست ، و گفت : زياده كن مثل را براى من اى حكيم . بلوهر گفت : دهقان بيرون مىآورد تخم نيكوئى را براى كاشتن ، پس چون كفى از آن برگرفت و پاشيد ، بعضى از آن دانه‌ها بر كنار راه مىافتد ، و بعد از اندك زمانى مرغان آن را مىربايند ، و بعضى ديگر بر سنگى مىافتد كه اندك خاكى بر روى آن نشسته است ، پس سبز مىشود و به حركت مىآيد ، و چون ريشه‌اش به سنگ رسيد خشك و باطل مىگردد ، و بعضى از آن بر زمين پرخارى مىافتد كه چون مىرويد ، و خوشه مىكند و نزديك مىرسد به بار دادن ، خارها بر آن مىپيچد و آن را ضايع و باطل مىكند ، و آنچه از آن تخم بر زمينى افتاد كه پاك است هرچند اندكى باشد سالم مىماند و برومند مىگردد . اى پسر پادشاه دهقان حامل حكمت است ، و تخم مثل انواع سخنان حكمت است ، امّا آنچه افتاد بر كنار راه و مرغان آن را مىربايند مثل آن سخنى است كه بر گوش خورد و در دل اثر نكند ، و امّا آنچه بر سنگ افتاد و سنگ ريشه‌اش را خشك كرد مثل آن سخنى است كه كسى آن را بشنود و خوش آيد او را ، دل به او بدهد و دريابد و بفهمد آن را ، امّا ضبط آن ننمايد و مالك آن نشود ، و امّا آنچه روئيد و خار آن را باطل كرد ، مثل سخنى است كه شنونده آن را دريابد و ضبط نمايد ، و چون