شمارد ، و ترسان باشد از اينكه مبادا نجات نيابد از شرّ روز قيامت .
اى ابو ذر به درستى كه بندهاى را عرض مىكنند بر او گناهانش را در روز قيامت ، پس او مىگويد كه : پيوسته ترسان بودم از اين گناهان ، پس بهسبب اين خدا او را مىآمرزد .
اى ابو ذر به درستى كه بندهاى حسنهاى مىكند ، و اعتماد بر آن مىكند ، و گناهان مىكند و حقير و سهل مىشمارد ، تا آنكه چون قيامت به نزد خدا مىآيد بر او خشمناك است ، و به درستى كه شخصى گناهى مىكند ، و از آن مىترسد و در حذر است ، پس در قيامت ايمن نزد خدا مىآيد و باك ندارد .
اى ابو ذر به درستى كه گاه بندهاى گناهى مىكند ، و بهسبب آن داخل بهشت مىشود ، ابو ذر گفت كه : چگونه چنين مىشود پدر و مادرم فداى تو باد يا رسول اللّه ؟ فرمود كه : گناه پيوسته در برابر چشمان اوست ، و از آن توبه مىكند ، و از عذاب آن به خدا مىگريزد و پناه مىبرد ، تا بهسبب آن داخل بهشت مىشود .
اى ابو ذر زيرك آن كسى است كه نفس خود را به تعب دارد ، و كار كند از براى اهوال بعد از مرگ ، و عاجز آن كسى است كه متابعت نفس و خواهشهاى آن كند و بر خدا آرزوها كند ، و با متابعت هوا آرزوهاى بهشت و مراتب عاليه داشته باشد .
از اين كلمات قدسيّه كه از شجرهء طيّبهء رسالت صادر گرديده چند ثمره عارفان را حاصل مىشود .
ثمرهء اول در خوف و رجاست
بدان كه مؤمن را از اتّصاف به اين دو خصلت چارهاى نيست ، و مىبايد كه در دل مؤمن خوف و رجا هر دو بر وجه كمال بوده باشد ، و هريك مساوى ديگرى باشد ،