بسيارى بارهاى گران كه بر دوش خود به خانهء فقرا مىبردند ، و از براى فقراء همسايگان در شبها آب مىكشيدند « 1 » .
و منقول است كه : آن حضرت روزى كه روزه مىداشتند مىفرمودند : گوسفندى را مىكشتند ، و پاره مىكردند و مىپختند ، پس چون شام مىشد صورت را بر آن ديگ مىداشتند ، و از بوى آن مرق قوّت مىيافتند ، پس مىفرمودند : كاسهها بياوريد و آن را بر فقرا و همسايگان قسمت مىنمودند ، و خود بر نان و خرما افطار مىفرمودند « 2 » .
[ يا أبا ذر الدرجة في الجنّه فوق الدرجة كما بين السماء و الأرض ، . . . ]
يا أبا ذر الدرجة في الجنّه فوق الدرجة كما بين السماء و الأرض ، و انّ العبد ليرفع بصره ، فيلمع له نور يكاد يخطف بصره ، فيفرق لذلك فيقول : ما هذا ؟ فيقال : هذا نور أخيك ، فيقول أخي فلان كنّا نعمل جميعا في الدنيا و قد فضّل عليّ هكذا ؟ فيقال له : انّه كان أفضل منك عملا ، ثمّ يجعل قلبه الرضا حتّى يرضى .
اى ابو ذر بلندى درجهء بهشت از درجهء ديگر مانند بلندى آسمان است بر زمين ، و به درستى كه بنده نظر به جانب بالا مىكند ، نورى از براى او لامع مىگردد ، كه از بسيارى روشنى نزديك است كه ديدهء او را بربايد و كور كند ، پس ترسان مىشود و مىگويد : اين چيست ؟ مىگويند : اين نور فلان برادر مؤمن توست ، مىگويد : ما و او در دنيا با يكديگر عبادت و طاعت مىكرديم چرا در اينجا اينقدر بر من زيادتى دارد ؟ مىگويند : او از تو عملش بهتر بود ، پس در دل او خوشنودى مىگذراند كه به مرتبهء خود راضى باشد .
هامش
( 1 ) بحار الانوار 46 / 66 ح 29 .
( 2 ) بحار الانوار 46 / 72 ح 53 .