تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
توئى معلّى ؟ گفتم : بلى فداى تو شوم ، فرمود : به دست تفحّص نما و آنچه بيابى به من ده ، چون دست ماليدم ديدم نان بسيارى پراكنده شده است ، آنچه مىيافتم به حضرت مىدادم ، ديدم كه انبان بزرگى پر از نان با آن حضرت هست كه من نمىتوانم برداشت ، گفتم : فداى تو گردم بده من بر سر گيرم ، فرمود ، من سزاوارترم به برداشتن از تو ، و ليكن با من بيا ، چون به ظلّهء بنى ساعده رسيديم ، ديدم جماعتى خوابيده‌اند ، و حضرت آهسته در زير بالين هريك يك گرده و دو گرده نان مىگذاشتند تا به همه رسانيدند و برگشتيم ، عرض كردم : فداى تو شوم اينها حق را مىشناسند و شيعه‌اند ؟ فرمود اگر شيعه بودند با ايشان مواسات مىكردم در مال ، كه مال خود را مساوى ميان خود و ايشان قسمت مىكردم حتّى در نمك ، و بدان كه خدا هيچ‌چيز را خلق نكرده است مگر آنكه خزينه‌دارى و حافظى براى آن مقرّر فرموده است ، به غير از تصدّق كه خدا خود آن را حفظ مىفرمايد ، و پدرم هرگاه تصدّق مىفرمود ، چيزى را در كف سائل مىگذاشت ، پس برمىداشت و مىبوسيد و مىبوئيد ، و باز در دست او مىگذاشت ، به‌درستى كه تصدّق شب فرومىنشاند غضب پروردگار را ، و محو مىكند گناهان عظيم را ، و آسان مىكند حساب قيامت را ، و تصدّق روز مال و عمر را زياد مىكند به درستى كه حضرت عيسى بر كنار دريا گذشت ، و يك گرده نان از قوت خود را به آب انداخت ، بعضى از حواريّون گفتند : يا روح اللّه چرا چنين كردى ؟ اين قوت تو بود ، فرمود : چنين كردم كه جانوران دريا بخورند ، و ثوابش نزد خدا عظيم است « 1 » .
هامش
( 1 ) فروع كافى 4 / 8 - 9 ح 3 .
عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 441 | العلامة المجلسي / السيد مهدي الرجائي