را مىدانند ، و تابع دنيا و باطل نيستند .
چنانچه كلينى عليه الرحمه روايت كرده است كه اسحاق بن يعقوب عريضهاى به خدمت حضرت صاحب الامر عليه السّلام نوشت كه : امورى كه بر ما مشتبه شود چه كنيم ؟ حضرت فرمان همايون نوشتند : در حادثههائى كه بر شما وارد شود ، و چيزهائى كه بر ما مشتبه شود ، رجوع كنيد به روايتكنندگان حديث ما ، كه ايشان حجّت منند بر شما ، و من حجّت خدايم بر همه « 1 » .
و در احاديث معتبره وارد شده است كه : در امرى كه در ميان شما منازعه بشود ، نظر كنيد به سوى كسى كه حديث ما را روايت كرده باشد ، و در حلال و حرام ما نظر كرده باشد ، و احكام ما را دانسته باشد ، راضى شويد و او را حكم سازيد در ميان خود كه ما او را بر شما حكم كردهايم ، پس اگر او حكمى بكند ، و شما قبول نكنيد حكم خدا را خفيف كردهايد و سبك شمردهايد ، و حكم ما را بر ما رد كردهايد ، و هركه بر ما رد كند بر خدا رد كرده است ، و رد حكم خدا كردن در مرتبهء شرك به خداست « 2 » .
و بايد دانست كه خدا در روز قيامت تو را در متابعت همه كس معذور نمىدارد تا بدانى كه او عالم است به علوم اهل بيت ، و از گفتهء ايشان خبر مىدهد ، و بدانى كه درد دينى دارد و كلام ايشان را براى دنيا تأويل نمىكند .
چنانچه از حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام منقول است كه ، حضرت على بن الحسين عليهما السّلام فرمود : هرگاه مردى را ببينيد كه نيكو مىنمايد علامات و طريقهء او ، و هيئات او به هيئات اهل خير مىنمايد ، و در سخن گفتن ملاحظهء بسيار مىكند ، و با
هامش
( 1 ) اكمال الدين شيخ صدوق ص 484 ح 4 .
( 2 ) اصول كافى 1 / 67 ح 10 .