كه بندگان مرا به دين من بخواند و به راه من هدايت نمايد ؟ گويد : بلى خداوندا ، حسن را كه فرزند من بود و فرزند دختر پيغمبرت بود نصب كردم ، و همچنين هر امامى را طلبند ، و اهل عالمش را و جميع پيغمبران را تا حجّت همه بر امّتشان تمام شود ، بعد از آن حقتعالى فرمايد كه : امروز نفع مىكند راستگويان را راستى ايشان « 1 » .
و به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : چون حق سبحانه و تعالى خلايق را براى حساب جمع كند ، نوح را طلبند و پرسند كه : آيا تبليغ رسالات ما كردى ؟ گويد : بلى ، گويند : براى تو كه گواهى مىدهد ؟ گويد : محمّد بن عبد اللّه گواه من است ، پس نوح آيد به نزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و آن حضرت بر بلندى با حضرت امير المؤمنين عليه السّلام ايستاده باشند ، و گويد كه : يا محمّد خداوند عالميان از من گواه بر تبليغ رسالت طلبيده ، حضرت فرمايد كه : اى جعفر و اى حمزه برويد و از براى نوح گواهى بدهيد كه او تبليغ رسالت كرد ، پس در آن روز جعفر و حمزه گواه پيغمبران خواهند بود .
راوى عرض كرد كه : فداى تو گردم على در كجاست كه ايشان گواهى مىدهند ؟
فرمود كه : رتبهء او از اين عظيمتر است كه تكليف اين شهادت به او بكنند « 2 » .
و از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه فرمود : حساب نفس خود را بكنيد پيش از آنكه شما را حساب كنند ، به درستى كه در قيامت پنجاه موقف است ، و در هر موقفى هزار سال جمعى را مىدارند ، چنانچه حقتعالى مىفرمايد :
در روزى كه مقدار آن پنجاه هزار سال است « 3 » .
هامش
( 1 ) بحار الانوار 7 / 280 - 282 ح 3 .
( 2 ) بحار الانوار 7 / 282 - 283 ح 4 .
( 3 ) بحار الانوار 7 / 126 ح 3 .