تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
گفت : هرگز ميل به دنيا و شهوات آن در خاطرت خطور كرده است ؟ گفت : بلى گاهى اين خيال در دل من درمىآيد ؛ پرسيد كه آن را چه علاج مىكنى ؟ گفت : به اندرون اين شكاف كوه داخل مىشوم ، و از آنچه در آنجا هست عبرت مىگيرم ، داود با او داخل شعب شدند ، ديد كه تختى از آهن گذاشته است ؛ و روى آن تخت استخوانهاى پوسيده ريخته است ، و لوحى از آهن نزد آن تخت گذاشته است ، داود لوح را خواند نوشته بود : منم ارواى بن شلم ، هزار سال پادشاهى كردم ، و هزار شهر بنا كردم ، و هزار دختر را بكارت بردم ، و آخر كار من اين شد كه خاك فرش من و سنگ بالش و تكيه‌گاه من و مار و كرم همسايگان و مصاحبان من شدند ، پس كسى كه مرا ببيند فريب دنيا نخورد « 1 » .

مقصد دوم در بيان دجّال

بدان كه يكى از فتنه‌هاى آخر الزمان خروج دجّال است كه قبل از ظهور حضرت صاحب الامر صلوات اللّه عليه خروج خواهد كرد . و چنانچه در احاديث عامّه وارد شده است : او در زمان حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله متولّد شد ، و حضرت به نزد او رفتند و با حضرت سخن گفت ، و حضرت به او تكليف اسلام كرد ، و قبول نكرد ، و گفت : تو به پيغمبرى از من سزاوارتر نيستى ، و هرزه‌ها گفت ، و دعواهاى بزرگ كرد ، حضرت به او فرمود : دور شو كه از اجل خود تجاوز نخواهى كرد ، و به آرزوى خود نخواهى رسيد ، و غير آنچه از براى تو مقدّر شده است نخواهى يافت .
هامش
( 1 ) بحار الانوار 14 / 21 - 22 و 25 ح 3 .