پس حضرت به اصحابش فرمود : هيچ پيغمبرى مبعوث نشده است مگر اينكه قوم خود را از فتنهء دجّال حذر فرموده است ، و خدا او را تأخير فرمود ، و در اين امّت ظاهرگرانيد ، پس اگر دعواى خدائى كند ، و در نظر شما امر او مشتبه شود ، يقين بدانيد كه خداوند شما اعور و يك چشم نيست ، و بيرون خواهد آمد ، بر خرى سوار خواهد شد كه ما بين دو گوش الاغ او يك ميل باشد ، يعنى ثلث فرسخ ، و با او بهشتى و دوزخى و كوهى از نان و نهرى از آب خواهد بود ، و اكثر اتباع او يهودان و زنان و باديهنشينان خواهند بود ، و گرد عالم خواهد گشت ، و داخل آفاق زمين خواهد شد به غير از مكّه و مدينه و دو سنگستان مدينه كه داخل آنها نمىتواند شد « 1 » .
و ابن بابويه عليه الرحمه از نزال بن سبره روايت كرده است كه : روزى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در خطبه فرمود سه مرتبه كه : اى گروه مردم آنچه خواهيد از من بپرسيد پيش از آنكه مرا نيابيد ، پس صعصعة بن صوحان برخاست و گفت : يا امير المؤمنين چه وقت دجّال خروج مىكند .
حضرت فرمود كه : خروج او را علامتى و صفتى چند هست كه از پى يكديگر ظاهر مىشود ، و علامتش آن است كه مردم نماز را ضايع كنند ، و امانتها را خيانت كنند ، و دروغ را حلال دانند ، و ربا خورند ، و رشوه گيرند ، و بناهاى عالى سازند ، و دين را به دنيا فروشند ، و كارها را به سفيهان فرمايند ، و به مشورت زنان عمل نمايند ، و قطع رحم كنند ، و از پى خواهشهاى نفس روند ، و خون مردم را سهل شمارند ، و حلم و بردبارى را از ضعف و ناتوانى دانند ، و ظلم كردن را فخر خود شمارند ، و اميران ايشان فاجر و بدكردار باشند ، و وزيران و امرا ظالم باشند .
هامش
( 1 ) بحار الانوار 52 / 196 - 197 .