كسى كه مشتاق بهشت است شهوتهاى دنيا را فراموش مىكند ، و كسى كه از آتش جهنّم مىترسد البتّه مرتكب محرّمات نمىشود ، و كسى كه ترك دنيا كرد مصيبتهاى دنيا بر او سهل مىشود .
به درستى كه خدا را بندگان هست كه در مرتبهء يقين چنانند كه گويا اهل بهشت را در بهشت ديدهاند كه مخلّدند ، و گويا اهل جهنّم را در جهنّم ديدهاند كه معذّباند ، و مردم از شرّ ايشان ايمنند ، و دلهاى ايشان پيوسته از غم آخرت محزون است ، نفسهاى ايشان عفيف است از محرّمات و شبهات ، و كارهاى ايشان سبك است ، و بر خود دشوار نكردهاند ، چند روزى اندك صبر كردند ، پس در آخرت راحتهاى دور و دراز غير متناهى براى خود مهيّا كردند .
و چون شب مىشود نزد خداوند خود برپا مىايستد ، و آب ديدهء ايشان بر رويشان جارى مىگردد ، و تضرّع و زارى و استغاثه به درگاه پروردگار خود مىكنند ، و سعى مىكنند كه بدنهاى خود را از عذاب الهى آزاد كنند ، و چون روز شد بردبارانند حكيمانند دانايانند ، و نيكوكاران و پرهيزكارانند ، از بابت تير باريك شدهاند از خوف الهى ، و عبادت ايشان را چنين تراشيده و نحيف گردانيد ، چون اهل دنيا به ايشان نظر مىكنند گمان مىكنند كه ايشان بيمارند ، و ايشان را بيمارى بدنى نيست ، بلكه بيمار خوف و عشق و محبّتند ، و بعضى گمان مىبرند كه عقل ايشان به ديوانگى مخلوط شده ، نه چنين است بلكه بيم آتش جهنّم در دل ايشان جا كرده است « 1 » .
و از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه : حضرت عيسى بر قريهاى گذشت كه اهلش و مرغان و حيواناتش همه مرده بودند ، فرمود : اينها نمردهاند مگر
هامش
( 1 ) اصول كافى 2 / 131 - 132 ح 15 .