دوستان خدا نان خشك را با نمك درشت خوردن و بر روى مزبلهها خوابيدن خير بسيار دارد ، و موجب عافيت دنيا و آخرت است « 1 » .
و منقول است از حضرت صادق عليه السّلام كه : چون از حضرت داود ترك اولى صادر شد ، چهل روز در سجده ماند كه در شب و روز مىگريست ، و سر از سجده بر نمىداشت مگر وقت نماز ، تا آنكه پيشانيش شكافته شد ، و خون از چشمهايش جارى گرديد ، بعد از چهل روز ندا به او رسيد كه : اى داود چه مىخواهى ؟ آيا گرسنهاى تو را سير گردانيم ؟ يا تشنهاى تو را آب دهيم ؟ يا عريانى تو را بپوشانيم ، يا ترسانى تو را ايمن گردانيم ؟ گفت : پروردگارا چگونه ترسان نباشم ، و حال آنكه مىدانم تو خداوند عادلى ، و ظلم ظالمان از تو نمىگذرد ، خدا به او وحى فرمود كه : اى داود توبه كن ، پس روزى داود بيرون رفت به جانب صحرا ، و زبور مىخواند ، و هرگاه آن حضرت زبور مىخواند ، هيچ سنگى و درختى و كوهى و مرغى و درندهاى نمىماند مگر آنكه با او موافقت مىكردند در فغان و گريه .
تا آنكه به كوهى رسيد ، و بر آن كوه غارى بود كه در آنجا پيغمبر عابدى بود او را حزقيل مىگفتند ، چون صداى كوهها و حيوانات را شنيد ، دانست حضرت داود است ، داود گفت : اى حزقيل رخصت مىدهى كه بالا بيايم ؟ گفت : نه تو گناهكارى ، داود گريست ، به حزقيل وحى آمد كه سرزنش مكن داود را بر ترك اولى ، و از من عافيت را طلب كن كه هركس را من به خود واگذارم البتّه به خطائى مبتلا مىشود ، پس حزقيل دست داود را گرفت و به نزد خود برد ، داود گفت : اى حزقيل هرگز ارادهء گناهى به خاطر گذرانيدهاى ؟ گفت : نه : گفت : هرگز عجب به هم رسانيدهاى از اين حالى كه دارى از عبادت ؟ گفت : نه .
هامش
( 1 ) بحار الانوار 14 / 322 - 323 ح 33 .