تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
بودم ، و در دست ايشان ظرفها در نهايت لطافت بود ، كه هرگز چنين ظرفى تعقّل نكرده بودم ، و شباهت به ظرفهاى دنيا نداشت . پس حضرت نزديك يكى از ايشان رفتند و اشاره فرمود آب بده ، ديدم خم شد و درخت نيز خم شد تا ظرف را پر كرد به حضرت داد ، و باز درخت راست شد ، پس حضرت به من عطا فرمود ، من خوردم ، و هرگز به آن لذّت و لطافت چيزى نخورده بودم ، و بويش به مثابهء بوى مشك بود ، و چون در كاسه نظر كردم سه لون از شربت در آن بود . عرض كردم : فداى تو گردم هرگز چنين حالى مشاهده نكرده بودم ، و نمىدانستم كه اين قسم غرايب در عالم مىباشد ، حضرت فرمود : اين كمتر چيزى است كه خدا براى شيعيان ما مهيّا كرده است ، و چون مؤمن از دنيا مىرود روحش را به اينجا مىآورند ، و در اين باغها سير مىكند ، و از اين شرابها مىخورد ، و دشمن ما كه مىميرد روحش را به وادى برهوت مىبرند كه صحرائى است در حوالى يمن ، و هميشه در عذاب مىباشد و از زقّوم و حميم مىخورد ، پس پناه گيريد به خدا از شرّ آن وادى « 1 » . و از جابر جعفى روايت كرده است ، از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام سؤال نمودم از فرمودهء خدا كه
وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 2 » چگونه ملكوت آسمان و زمين را به حضرت ابراهيم نمود ؟ و من سرم در زير بود ، حضرت به دست مبارك به جانب بالا اشاره نمود ، و فرمود : به جانب بالا نظر كن ، چون سر بالا كردم ، ديدم سقف خانه شكافته و حجابها برخاسته ، نورى عظيم
هامش
( 1 ) بصائر الدرجات ص 403 - 404 ح 3 . ( 2 ) سورهء انعام : 75 .