ساعت از روز گذشته است ، فرمود : سه ساعت « 1 » .
و به سند معتبر از ابو بصير روايت كرده است كه : روزى در خدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام بودم ، پا را بر زمين زدند ، پس دريائى عظيم ظاهر شد ، و كشتيها از نقره در كنار آن دريا ايستاده ، به يكى از آن كشتيها سوار شدند ، و مرا سوار كردند ، و رفتيم تا به محلّى رسيديم كه در آنجا خيمهها از نقره زده بودند ، و آن حضرت داخل هريك از آن خيمهها شدند و بيرون آمدند ، و فرمودند : آن خيمهاى كه اوّل داخل شدم خيمهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود ، و دوّم از حضرت امير المؤمنين ، و سوّم از حضرت فاطمه ، و چهارم از خديجه ، و پنجم از حضرت امام حسن ، و ششم از حضرت امام حسين ، و هفتم از حضرت على بن الحسين ، و هشتم از پدرم و نهم به من تعلّق داشت ، و هريكى از ما كه از دنيا مىرود خيمهاى دارد كه در آنجا ساكن مىشود « 2 » .
و از صالح بن سعيد روايت نموده كه : حضرت امام على نقى عليه السّلام را در كاروانسراى فقرا جا داده بودند ، به خدمت حضرت رفتم و گفتم : ايشان چندان سعى در تضييع تو و هتك حرمت كردند ، تا آنكه در چنين جائى تو را ساكن گردانيدند ، فرمود : يا ابن سعيد تو هنوز در اين مرتبهاى از معرفت ما ، پس دست به جانبى حركت دادند ، چون نظر كردم باغهاى سبز و حوريان خوشروى خوشبو ، و غلامان پاكيزه مانند مرواريد ، و طبقهاى رطب ، و انواع ميوهها مشاهده نمودم ، كه ديدهام حيران شد ، فرمود : ما هركجا هستيم اينها براى ما مهيّاست « 3 » .
و به اسانيد معتبره از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : تمام دنيا در دست
هامش
( 1 ) بصائر الدرجات ص 404 - 405 ح 4 .
( 2 ) بصائر الدرجات ص 405 - 406 ح 5 .
( 3 ) بصائر الدرجات ص 406 ح 7 .