تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
يوسف متولّد شد يعقوب آن پيراهن را تعويذ او كرد ، و با او بود در همهء احوال ، و در مصر آن را گشود كه از براى پدر بفرستد بويش به مشام يعقوب رسيد ، چنانچه گفت
إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ
« 1 » بوى همان پيراهن بود كه خدا از بهشت فرستاده بود ، گفتم : فداى تو شوم آخر آن پيراهن به كه منتقل شد ؟ فرمود : به اهلش رسيد ، بعد از آن فرمود : هر پيغمبرى كه علمى يا غير علم چيزى از او به ميراث ماند به آل محمد صلّى اللّه عليه و آله منتهى شد ، و الحال نزد ايشان است « 2 » . و از سعيد سمّان روايت كرده است كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود : نزد من است شمشير رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، و علمهاى آن حضرت ، و زره‌ها و خود آن حضرت ، و نزد من است الواح و عصاى موسى عليه السّلام و انگشتر سليمان عليه السّلام ، و نزد من است آن طشتى كه موسى در آن قربانى مىكشت ، و نزد من است آن نامى كه چون حضرت رسول رسول صلّى اللّه عليه و آله ميان مسلمانان و كفّار مىگذاشت تير لشكر كفّار به مسلمانان نمىرسيد ، و مثل سلاح حضرت رسول در ميان ما مثل تابوت است در ميان بنى اسرائيل ، در هر خانه‌اى كه تابوت بود پيغمبرى در آنجا بود ، و هركه از اهل بيت سلاح نزد اوست امامت با اوست « 3 » . و محمّد بن الحسن الصفّار به اسناد خود از مسمع روايت كرده است كه : به خدمت حضرت صادق عليه السّلام عرض نمودم كه : كوفتى مرا عارض شده ، و هرگاه طعام ديگران را مىخورم آزار مىكشم ، و چون طعام شما را مىخورم آزار نمىكشم ، فرمود : تو طعام جمعى را مىخورى كه ملائكه با ايشان مصافحه مىكنند در فراشهاى ايشان ، عرض كردم : ملائكه بر شما ظاهر مىشوند ؟ فرمود كه : به
هامش
( 1 ) سورهء يوسف : 94 . ( 2 ) اصول كافى 1 / 232 ح 5 . ( 3 ) اصول كافى 1 / 233 .
عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 205 | العلامة المجلسي / السيد مهدي الرجائي